رحلت آقای دعاگو

آقای دعاگو از نظر شخصیتی از بسیاری از هم لباسان خودشان

متمایز بودند.و من به این بزرگوار به عنوان رفیق می نگریستم.

دلمان برای هم تنگ میشد و شوخی های بسیاری درمحدوده

ادب باهم داشتیم و یادداشتهایی در جلسات شورای نظارت صدا

وسیما بین ما رد و بدل شد که بعضا به عنوان"موذی المجالس"

ملقب شده بودم چون شیطنت خاصی درجلسات رسمی دارم.

در ایام همکاری ماخیلی ایشان ازسوی بعضی از دوستان تحت

فشاربودند که فلانی "خط3" است و.......ویکی ازوزراهم گفته

بودند تا آیت اللهی و جواهری پوردراین جلسه حاضرباشند مابه

جلسه نمی آییم ولی ایشان رک و صبور گفته بود ایشان هستند

! و این رفتار ایشان کم نظیر بود.انصاف ایشان بعضی از سیاسون

اصولگرارا آزار میداد(دراردوگاه اصولگراین بودند ولی فراجناحی

عمل میکردند) علاقه وافری به مقام رهبری و شخص آقای

هاشی رفسنجانی داشتند.از ویژگیهای ایشان میهماندوستی

بود که ماهروقت جلسه مان میزبانی نداشت باشوخی میگفتیم

نوبت شماست!!!! وایشان آگاهانه و باروی خوش می پذیرفتند و

سرسفره شوخی میکردیم که سالهاست به منزل آقا نیامده

ایم!!!.مشخصات وویژگیهای برجسته ایشان زیاد است که دراین

مقال نمی گنجد. این اواخر درارتباط باسربازی پسرم قرار بود

بایکی از دوستان نظامی خودشان هماهنگی داشته باشند

تادرمورد محل خدمتش کمکی بکند ودوست ایشان یا نتوانست و

یا این که نخواست.

یک بار فقط خبر نشدن رابه ایشان دادم و اصلا پیگیر نشدم تا

تحت فشار قرار نگیرند.آخرین دیدار مادردید و بازدید عید بود و

آخرین  گفتگوهای من باایشان تلفنی و برای احوالپرسی بود.

بعداز ماه مبارک نشاط خوبی داشتند از این که بجز1 روزتمام

روزه هاراگرفته اند و من باکمال صراحت گفتم شمابادیابتی که

دارید کاری عوامانه کرده اید که روزه گرفته اید و این بزرگوار

ناراحت تشد.بالاخره آقای محسن طایب به دنبال هماهنگی برای

جلسه بود و روزجمعه به ایشان گفتم که خودتان با حاج

آقاهماهنگ کنید ومن اطلاع رسانی میکنم . جمعه شب آقای

شجاعی تماس گرفتند و خبردادند که آقای دعاگو دربیمارستان و

درکماهستند و شنبه مادرهمسرم درهمان بیمارستان عمل

داشتند.با آقاین شجاعی و عقیق هماهنگ کردیم برای عیادت و

آنجابود که دلم لرزید. پزشک ایشان گفت از نظر من ایشان تمام

کرده اند و تا نیم ساعت دیگر وسایل رااز بدنشان جدامیکنیم

و......اشک درچشمانم حلقه زده بود و مبهوت که این چه

سرنوشتی است. ایشان سومین عزیزی بود که ازجمع ماجدا

می شد اولیش آقای بهبودی بود و دومی  آقای شریفی منش و

ایشان هم سومی.....

/ 1 نظر / 21 بازدید

ایشالاه خودت سالم وشادوموفق باشی .