یک سفر کربلا، با راحتی و آرامش

قرارشد سفر کربلا رابا آژانس "سفرمن" که دوست عزیزم آقای

اصغریان معاون فنی آن بود به کربلا برویم.خوب ازطرف دیگر آقای

عزیز الله گودرزی از همکاران سابقم دراداره کل استان تهران

قرارشد به عنوان کارآموزبا من بیاید .

دو موضوع کارراراحت کرد یکی این که آقای گودرزی قبلا بامن

همکاربود و روش کارمن رابه خوبی میدانست بنابراین تفاهم

کاملی داشتیم و دیگری این که روش مدیریت من برتفویض

اختیارزیاد مبتنی است و برای این که آقای گودرزی آبدیده شود

کاهارابه طور کامل به او سپردم و فقط نظارت میکردم و

راهنمایی.......روحانی کاروان هم آقای "سهیلی مقدم"

ازاشخاص خوب و باصفایی بود و سفرخیلی راحت تمام شد. فقط

مشکل ما هتل کربلا بود که موش داشت و مدیر کاروان رامواخذه

کردم. موش راگرفته بودووقتی عصر به هتل آمدم موش رابه من

نشان میداد تا هنرش راببینم!برای بردن ثواب بیشتر از آقا

خواستم سفر بعدی را سفر سختی نصیب من کند!گویا

سادیسم داشتم و سفری نصیبم شد که کم نظیر بود و به

طورجداگانه به آن خواهم پرداخت.یکی از موارد جالب این سفر

این بود که روحانی کاروان هم یزدی بود و اهل صفا و رفاقت و

ازسوی دیگریکی از همسفران هم یزدی بود و اهل شوخی و

دست انداختن اشخاص!من معمولا درسفرزیارتی قاطی اینگونه

امورنمیشوم هرچنددرسفر سیاحتی برعکس رفتار میکنم

........به هرحال درنجف بایک کاروان که ازفریدن آمده بودند دریک

هتل بودیم.یکی از این مسافرین اصفهانی همیشه درحال غرزدن

بود و دوست یزدی ما این رافیلم میکرد. ازجمله به ایشان گفته

بود آیاشمارابه دیدن آیه الله سیستانی برده اند؟ بنده خداگفته

بودخیر و همسفر ما گفته بود"آیه اللهی مارا به دیدار آقای

سیستانی برده. طرف گفته بوداقارادیدید چه شکلی بود؟ایشان

هم گفته بود مثل یک قبه نور!"بنده خدارفته بودبرسرمدیر

کاروانش داد وبیداد کرده بود که شماعرضه نداشتی و مدیر

کاروان تهران مسافراش رو به دیدار آقای سیستانی برده.

درکربلا این طایفه درهتل مانبودند ولی دربین الحرمین همان

مسافررادیده بود و به او گفته بود مدیرکاروان ما همه مارابه

سامرابرد(در آن موقع رفتن به سامراممنوع بود) ........البته

خودش ماشینی گرفته بود و به کاظمین رفته بود.بعدا دیدم یک

پدر و دخترزوار خودمان راهم تحریک کرده بود که من با هماهنگی

فلانی به کاظمین رفتم . آنها وقتی به من مراجعه کردند

باصراحت گفتم فلانی دستتان انداخته و فیلمتان کرده پس

فریبش رانخورید.به هرحال این همسفر همیشه باعث خنده و

روحیه مسافرین بود.

/ 2 نظر / 8 بازدید
رهگذر

بهتر بود چنین دروغی رو همسفرتون نمی گفت.سفر زیارتی و خلاف واقع گفتن جالب نیست

احمدجلیلی

سلام.حاج اقا ایت الهی از وبلاگ زیباتان دیدن کردم بسیار عالی است . خوش به سعادتتون .التماس دعا.