عوارض درمان و نگرانی کلی دکترفیروزان

دکترفیروزان بازبان بی زبانی میگفت مشکل آزمایش خون را باید

پی بگیری (شواهد سرطان نگرانش کرده بود) و البته دکتر

خون(دکتررضوی ) میگفت هیچ مشکلی نداری وفقط باید تحت

نظر باشی و 3 ماه یک دفعه آزمایش بدهی.

اما کورتون راکه شروع کردم و بردوز آن افزوده شد تابه 60

واحددرروز رسید حاصلش این بود که از یک سو اعصابم رابه طور

وحشتناکی به هم ریخت و حرکاتی از من سر می زد که هیچگاه

دردوران قبل چنین حالاتی راازمن ندیده بودند و از طرف دیگر

اشتهای من به شدت کاهش یافت و تا17 کیلووزنم کم شد

(درحالی که افراد از مصرف کورتون بیشترچاق می شوند)

لباسهایم برایم بزرگ شده بودند و شبه بیش از3-4 ساعت خواب

نداشتم........

دوستان که مرا می دیدند نگران می شدند و تغییر رنگ چهره

شان مرابیشترناراحت میکرد. خودم مردن برایم مهم نبود ولی

اطرافیان بیشترناراحت بودند وهمسرم و فرزندانم هم نگران

بودند. به هرحال هرکسی دارویی و درمانی را تجویز میکرد آقای

مجید اسدی که از دوستان قدیمی بود مرابه نزد دوستانی برد

که دستگاهی از روسیه آورده بودند و باامواج بدن رااسکن میکرد.

دراولین مرجله گفتند خیلی سموم دربدنت زیاد است و قطره

هایی دادند که بخورم تاسم زدایی شود و امکان تشخیص بیابند

و  این قطره هاتاحدی حال عمومی من راخوب میکرددفعه بعد 

بازهم داروهاراتغییر دادندولی عملا من راجواب کردند و پیغام

دادند که باید به روسیه بوی و 20000 دلارخرج کنی تا تورادرمان

کنند.من به هیچ عنوان زیر بار نرفتم . دوستان رفته بودند احمد

خالدی راتوجیه کرده بودند تا او که رگ خواب مرا می شناسد به

نحوی قانعم کند و نتوانست آنگاه دکتر علی اصغر احمدی

و........زیر بارنرفتم.

مجید اسدی گفت پزشک گیاهی می شناسم که ازقم به تهران

می آید و اوترادرمان میکند و اوحاضر نشد من راویزیت کند چه

برسد به درمان ولی دوست دیگری داشت به نام دکترموسویان

که ایشان شروع کرد به دستورخوراکی دادن و شربتهای خاصی

که دستپخت خودش بود را به من میداد  وخوردیم  وگذشت


/ 0 نظر / 15 بازدید