نظرات دعاگو صریح بود

آقای دعاگو درعین حال تنهابود. درزمان آقای خاتمی کتاب و ردیه

ای نوشت که خیلی باایشان کلکل کردم.

دوست نداشتم دوستم ردیه نویس باشد و ارادتی خاص هم به

آقای خاتمی دارم.

امابعددردولت آقای احمدی نژاد دراولین دیدارباهم به سمت

تهرانسر برای شرکت درمراسم ختم آقای " ایل بیگی"

ازخبرنگاران صدا و سیما و ازهمکاران سابقمان درشورای نظارت

بودیم که درسقوط هواپیما ازدنیارفته بود.

بازبان بی زبانی به من فهماند که حرفهایی که بادوستانم هم

میزنم به دفتر و دستک رییس جمهور منتقل میشود و زنگ میزنند

و گلایه میکنند!

یک بار آقای ابطحی به ایشان گفته بود شما دردوران خاتمی

اعتراضاتی داشتید ولی حالا چراساکت هستید؟ و آقای دعاگو

گفته بود"زمانی رئیس جمهوری داشتیم که اندیشه ای داشت و

مابا آن مخالف بودیم و آن رانقد میکردیم ولی فعلا رئیس

جمهورمااندیشه قابل نقدی ندارد".اقای دعاگورادرنمازجمعه

باسازماندهی مسئول اجرایی منطقه محدود میکردند

،درمسجدش نیز بعضا موردشماتت بود و درگوشه ای از خانواده(

نه اکثریت آنها) نیز.....ولی مردی بود که به تحلیل مسایل روز

مسلط بود و باوجود این که به نحوی دراردوگاه اصلاح طلبان قرار

میگرفت خودرا فراجناحی می شناخت.صراحت لهجه و عدم

علاقه به مناصب دنیایی او رابی نیاز کرده بود و وقتی به تحلیل

خاصی میرسید برهمان مبنا موضع میگرفت و حرفهایش را می

زد و از واکنشهای بعداز آن ترسی نداشت. کمااین که به تحریک

نماینده دولت درمنطقه بارها خواستند سخنرانی او رابه هم بزنند

و حتی به خودروی او حمله کردند ولی دست از مواضعش

برنداشت. خدایش بیامرزاد.

/ 0 نظر / 17 بازدید