سفر به قم و دیدار با آقای شعبانزاده

جواد اشکان آمد و با محدثه به همراهش براه افتادیم تا به قم

رسیدیم اول صبح باکیک و بیسکویت و از این چیزها صبحانه ای

خوردیم و به زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رفتیم.آ

قای شعبانزاده باغی رابرای کشاورزی اجاره کرده بود که مدخل

آن را مرعابیها باسرو صدا خودنمایی میکردند وخودش دراتاقکی

درمیانه باغ مستقربود.گفت مشکلت چیست و بیش از این که از

مریضی خودبگویم از فرزندانم گفتم و به علت مشکلات یکی از

آنها بغضم ترکید.جواد اشکان صدایش در آمده بود که تومریضی و

بجای درد خودت دنبال رفع مشکلات فرزندان هستی .شعبانزاده

حق رابه جانب من داد که همه زندگی پدرومادررافرزندان تشکیل

میدهند.به هرحال شعبانزاده باقاطعیت گفت بیماری تو رفع شده

و عسل و مشتقاتش رابه ماداد با دستورخوردن و ذکری که

هنوزهم برآن اصرار دارم.و پیش بینی درمورد محدثه کرد که جالب

بود. قاطعانه گفت تادوماه دیگرعروس می شوی و ماخندیدیم.

ولی همین شد .

روزهای 58-59 بود که خواستگارانی ازدروارد شدند که فی

المجلس پسندیدند و محدثه خانم ایراد گیر هم که

خواستگارهارارد میکرد بالاخره پذیرفت و......

/ 0 نظر / 100 بازدید