تعطیلی مدرسه بانو(سروش ایمان)

درجریان انتخابات مدرسه بانو خیلی شلوغ شده بود و بچه هایی پیش

دانشگاهی شلوغ کرده بودند و برای آقای میرحسین موسوی تبلیغ

میکردند.کم کم انتخابات پایان پذیرفت و دیدیم تعدادی از معلمین و دانش

آموزان و اولیای آنها بنای ناسازگاری و ایجاد مشکل راگذاشتند. در آخرین

حرکتها یکی از مشاورین مرد دانش آموزان پیش دانشگاهی دیدیم که

رقمی بیش از ارقام قرارشفاهی قبلی برای دستمزد طلب کرد و اصرار

داشت که مشکلات مدرسه رابه دلیل حمایت دانش آموزان از سبزها و

شاید هم فعالیت سیاسی ایشان بداند.به هرحال سال تحصیلی به پایان

رسید و صاحب ساختمان مدرسه اظهار کرد که میخواهم مدرسه

راتخریب و ساختمان سازی کنم .ماهمیشه اخلاقمان این بود که به وعده

هایمان وفادارباشیم بنابراین آماده تخلیه مدرسه بودیم و تعدادی هم

ساختمان دیده بودیم ولی به دلیل افزایش سرسام آوراجاره ها و کاهش

آمار دانش آموزان که بنابه دلایلی چون کاهش آمار د انش آموزان،

تبلیغات منفی بعضی از مسئولین اداره منطقه به دلایل سیاسی و عدم

امکان باج گیری و تقسیم بندیهای سیاسی امکان گرفتن ساختمان

فراهم نشد بنابراین باتوجه به این که عضو هیات مدیره شرکت توسعه

صنعتی بودم و آنها ساختمان مخروبه ای که مورد دعوای حقوقی بوددر

قیطریه داشتند وسایل مدرسه رابه آن انباری منتقل کردیم تادرتابستان

پاسخگوی دانش آموزان باشیم و مدارکشان راتحویل دهیم.وساختمان

مدرسه تخلیه و به آقای" شیخ "صاحب ملک تحویل شد و بدینسان

پرونده مجتمع آموزشی "سروش ایمان" که قبلا ابتدایی و راهنماییش

بسته شده بود ،بسته شد تا همسرم تاحدی روی آرامش راببیند!اواسط

شهریورماه آقای شیخ گفت که درگرفتن دستورتخریب و نوسازی

بامشکل مواجه شده و میتواند مدرسه رایک سال دیگر دراختیار قراردهد

ولی بااجاره بالاتر که مانپذیرفتیم چون شاگردان متفرق شده بودند  و

خودمان هم از خانه بدوشی مدرسه خسته شده بودیم و زیر بار یک کار

یک ساله نرفتیم.متاسفانه تاکنون آقای شیخ موفق به ساخت و ساز

نشده است ولی ماراحت شدیم واز مدرسه ای که به جای درآمدزایی

محل دردسر شده بود نجات یافتیم. من به دلیل یک اعتقاد درست

یانادرست قبلی حاضر به سود آوری ازطریق آموزش مدرسه ای نیستم

هرچندازکاردر مدرسه غیر انتفاعی هم اباندارم ولی موافق باکاسبی

نیستم و خانمم هم به تاسی از من میخواست ادای یاران یعقوب لیث

رادر آورد و از پولدارها شهریه بگیرد و خرج فقرا کند بنابراین همیشه

مدرسه اش پاتوق یتیمها و حتی دانش آموزانی از پرورشگاهها بود و

برای تامین مالی باید دائمادرحال پیگیری باشد. به هرحال فرصتی پیش

آمده بود که مادوباره به زندگی آرامتری بازگردیم.

/ 1 نظر / 13 بازدید
زینب توکلی

سلام از وبلگتون خوشم آمد و لینکتون کردم دوستداشتین شماهم سر بزیند و لینک کنید