سربازی روح الله

این آقاروح الله ما درس رانیمه کاره ول کرد که به آن طرف آب برود

و مجبورشد با دیپلم به سربازی برود.

قبل از اعزام برای گرفتن "امریه" بااو مصاحبه کردند و پذیرفتندش

وبه دوره آموزشی پاگذاشت . اوایل ماه مبارک زیر تابش خورشید

خیلی اذیت شد و دوره آموزشی سختی راگذراند.بعد برای امریه

که مراجعه کرد گفتند " پذیرفته نشدی؟!".هنوز برای ما مشخص

نیست به جرم پدرمورد عنایت قرار گرفته یا دلیل دیگری دارد؟

چون درمصاحبه صراحتا قبول شده بود . به هرحال طفلی 12

کیلووزن مبارکش راکم کرده(البته ارفاق کردم ووزن مواهیش را به

حساب نیاوردم) و نیمه شبها باید ازخانه تا اسلامشهربرود و

یکشب درمیان به خانه بیاید تا خوابی دلنشین داشته باشد. آدم

سختی فرزندانش را نمیتواند تحمل کند باوجود این که میداند به

نفعش هست و مردتر و آبدیده تر میشود ولی بالاخره فرزند آخر و

عزیزکرده همه خانواده است و دردسر و سختی کشیدنش

برایمان قابل تحمل نیست.اما آنچه از پادگانها و روش برخورد با

اینها شنیده ام امیدوارکننده نیست و به نظر میرسد تحولی

اساسی باید دراین زمینه انجام شود.

/ 0 نظر / 15 بازدید