آشنایی بافضای واقعی شرکتهای شبه خصوصی

همان روزهای اول اشتغالم  در شرکت بود که به من گفتند همه

کارهای سرمایه گذاری به عهده شماست و تصمیم گیری آن

دربست در اختیار شما و فردایش دیدم یکی را معرفی کردند به

عنوان مدیرعامل یکی از شرکتهایی که مدیریتش با این مجموعه

بود(شرکت بورسی بود که این شرکت و سهام عدالت باهم

مدیریت آنرابه عهده داشتند) بالاخره معنی تصمیم گیری

رافهمیدم .

فردی که مدیرعامل شده بود اصلا به نظر من سلامت نفس

نداشت (دلیل این که اسم شرکت رانیاوردم هم همین

است)مردی دروغگو و منفعت طلب  و ظاهر ساز که برای خود

کیسه ای اندوخته بود و دوست داشت هیات مدیره رادوربزند.

راستش من همیشه عادت به مدیریت سیستمی داشته و دارم

و از افرادی که هیاتی کارکنند یابخواهند  هیات مدیره رابازرنگی

دوربزنند خوشم نمی آید و این مشکل ازروزهای اول شروع شد و

طولی نکشید که دیدم جناب آقای مدیرعامل خودمان هم کسی

نیست که در اختلاف من بااین عنصر جانب مرا بگیرد! چندروزی

راقهر کردم و سرکارنرفتم تا با وساطت آقای حسینی راد

ازهمکارانمان دوباره کارسامان گرفت ولی این مرد کارهای عجیب

و غریبش راادامه میداد. درآن دورا رئیس هیات مدیره آقای

دکترعلوی از اساتید دانشگاه الزهرا بود و بنده خدا فردی سلیم

النفس بود تا این که درسال بعد کارگذاری سهام عدالت نماینده

اش راعوض کرد و نمایندگان جدید بجای برخوردحرفه ای

ویژگیهایی از دولت احمدی نژادراداشتند وماتصمیم گرفتیم که

رئیس هیات مدیره نباشند. جالب بود که دوسه جلسه درمورد

انتخاب هیات مدیره بامن کلکل داشتند . ازتهدید و تطمیع هم

فروگذارنکردند و درعوض من باخونسردی و لبخند مواضعی

سرسختانه داشتم تا این که تسلیم شدند و باتوجه به داشتن

اکثریت آرا (سهام) مدیرعامل و رئیس هیات مدیره ازجانب ما

انتخاب شدند و خودم ریاست هیات مدیره را گرفتم و فضای

آرامی برای هیات مدیره انتخاب کردم که بعدا دوستان سهام

عدالتی خودشان به آن معترف بودند

/ 1 نظر / 8 بازدید
مهمون

سلام...عالیه...همیشه میام وبتون. اگه خواستین منو لینک کنید بگید لینکتون کنم فلن