یک حرکت حرفه ای از سوی آزمایشگاه

منتظر پاسخ آزمایشگاه بودم که از آزمایشگاه مرکزی زنگ زدند و

خانم دکتر با رفتاری کاملا حرفه ای به من گفت مادربررسی

آزمایشات شما به مشکل خونی برخوردیم و پیشنهاد میکنیم

درصورت امکان هزینه آزمایشات رابدهید تا باهمین نمونه های

موجود آزمایشات لازم راانجام دهیم. این کارراپذیرفتم و آزمایشات

انجام شد. نتیجه آزمایش راوقتی دکترفیروزان دید انگاررنگ و

رویش عوض شد!بنده خدا گفت فعلا ازنظرما شما باید بستری

شوی تابابیوپسی کلیه درمورد سندروم نفرتیک بررسی کنیم

ولی با این نتیجه آزمایش بهتراست قبل از آن پزشک آنکولوژی

شماراببیند و من میدانستم که حرفش چه مفهومی دارد!من

کاندید نوعی سرطان هم بودم .

درمورد پزشک متخصص ایشان دکتررضوی راپیشنهاد کرد و من

هم قبلا پرونده مرحوم برادرم رابامعرفی دکتریاریگرروش به او

نشان داده بودم و اورادکتر مسلطی یافته بودم بنابراین

باهماهنگی دکترفیروزان سراغ دکتررضوی رفتم و قرارشد قبل از

بیوپسی کلیه نمونه برداری مغز استخوان انجام شود. برای این

کاردربیمارستان فیروزگر بستری شدم . خانواده ام نگران شده

بودند و ریز ریز گوشه و کنار اشک میریختند و البته جلوی من

خودشان راشاد نشان میدادند. راستش رابخواهید روحیه ام

راچندان نباخته بودم ولی یکی دوشبی که دربخش خون

بیمارستان بستری بودم و با بیمارانی که شیمی درمانی می

شدند دمخور شده بودم تصویر دیگری از حیات بشر برایم تصویر

شده بود. تا این که بالاخره نمونه برداری انجام شد وهم

دکتررضوی و هم متخصصین آزمایشگاه پاتولوژی معتقد بودند

نمونه برداری شواهدی از سرطان راندارد. دراین مرحله

سرکارخانم دکترهاشمی رئیس آزمایشگاه هم خیلی سنگ

تمتم گذاشت(بچه هایش شاگرد من و همسرم بودند و

همسرش دکتر حکیمی هم خیلی برایمان عزیز است). به

هرحال حالت تناقضی شروع شد که تا اکنون ادامه دارد!

آزمایشات خون من gm را9 برابر حدنرمال نشان می دهد

درحالی که هیچ علامتی از سرطان درمن بروز نکرده است!!!

/ 0 نظر / 14 بازدید