آخرین سفرها به عتبات

خوب درسال 91 چند ماهی راادامه کارم درشرکتهای قبلی بود و

بالاخره ترک خدمت و بدرود ناگهانی .

دراین چند ماه آخر و قبل و بعداز خداحافظی چون فقط مشاور

بودم و مسئولیت خاصی نداشتم سفربه عتبات برایم راحت

تربود.یکی از موارد مهم دراین زمینه این بود که شایع شده بود

سفرهای هیاتی برای مدیران کاروان راحت تراست!موضوع از آن

لحاظ اهمیت میتوانست داشته باشد که افراد هیات باهم

سازگاری داشتند و درتقسیم اتاقها باهم درگیری نداشتند.

دوسفر آخر من عملا هیاتی شد .اولیش مربوط به فارغ

التحصیلان مدارس فرهنگ بود. بچه های خوبی بودند و پس از

فارغ التحصیلی گرایشات مختلفی هم داشتند و البته چندنفری

هم درراه بازگشت "شوکر" و "گاز اشک آور" باخود آوردند!

امامشکل مهم این گروه دوچیز بود یکی این که مداح رسمی

کاروان رارسما ازرده خارج کرده بودند و بنده خداناراحت بود . هم

فرد موجهی بود ،هم خوش صدا و هم دردستگاه موسیقیایی

میخواند ولی اینها خودشان تشخیص میدادندکه دوستان

خودشان بخوانند. دومین مشکل هم این بود که یک روحانی از

مشاهیر اهل عرفان را آورده بودند(البته باهواپیما وخارج از کاروان

و  خیلی  هم به ایشان ارادت داشتند ولی من به علت این که

درخانواده روحانیت بزرگ شده ام ازاین اشخاص زیاددیده ام و

عارفی چون مرحوم ابوی کم سراغ دارم وایشان طوری عمل

کرده بود که احدی ایشان راعارف بحساب نمی آورد) ودورش

حلقه میزدند و ایشان هم باصدای تن کوتاهی نصایحی

میکرد.البته هنگام حرکت بسوی کربلا 1 ساعتی اتوبوسهارا

معطل کردند که آقا خواب هستند و صبحانه نخورده اند و آخرش

صدای من درآمد که ایشان چه عارفیست که برای وقت مردم

ارزش قائل نیست!.......

درکربلا مدیرثابت هتل سخنرانی اورا ممنوع کرد و شنیدم که بچه

ها میگفتند این مدیر نمیداند باچه کسی طرف است و احتمال

میدادند برخوردباچنین شخصی برایش خانمان براندازباشد و

احیانا سوسک خواهدشد.....

به هرحال پشت دستم راداغ کردم تا دیگرچنین گروهی رابه

سفرنبرم. ولی دوستانی درشمیران دارم که آخرین سفرمن را

درسال 91 رقم زدند و خودشان به آژانس پیشنهاد داده بودند که

فلانی باید مدیر یکی از اتوبوسها باشد. اتفاقا آقای انوار هم که

مدیر آژانس است از دوستان است و چنین شد و درطول این

سفرهم بازروحانی کاروان راازرده خارج کردند و مدیر یکی

دیگرازکاروانها راهم به دلیل اضافه شدن یکی دومسافر برایش

دردسری درست شد که چند ماهی ممنوع السفر شده بود وصد

البته ایشان هم بلاگردان ماشده بود به هرحال بعداز این دوسفر

به دلیل بیماری دیگر نتوانستم به سفر عتبات بروم و هم اینک

که رفع بیماریها تاحدی شده لحظه شماری میکنم.

/ 0 نظر / 19 بازدید