عوامل بهبودی من

دوستانم همه خودرابرای خوردن یک شکم سیر چلوکباب( که

اسم آن را"مرده پلو" گذاشته ام) آماده کرده بودند.بعداز عید

دوستانی که کمتریا بیشتربه خانه ام رفت و آمدداشتند به

عیددیدنی آمدند که این هم برایم پیام داشت البته آدم درایام

بیماری آدم شماری میکند و دوستانش که احوالش را می پرسند

و سراغش را میگیرند بیشتر دوست خواهدداشت و آنها که

ازاوسراغی نمیگیرند هم جایگاهشان تنزل میکند!( بدنیست

بدانید دراکثر دعاهایم اشخاصی مثل آقایان پوریان،صامتی،

تقوی،دکترخاتمی ،اسدی ،اشکان نژاد وسایرپزشکان و

دوستانی که به نحوی درفرایند درمانم نقش ایفا کرده اند جایگاه

خاصی دارند) ولی درعین حال میفهمد که خبری درراه است!

ولی روز بروزبهترشدم!سرحال و سرحال .

روزی که دکترفیروزان به من گفت میتوانی روزه بگیری بال

درآوردم. کسی که کلیه هایش داشت مرخص میشد اجازه روزه

گرفتن داشت .آنچه مهم است بخشی از سلامتی من برگشته

و بخشی از بیماری من گم شده!سرطانی که باید بروز میکرد

بروز نکرد و من شک ندارم که دروهله اول عنایت شخص شخیص

خداست ودروهله دوم شخص بنده محبوب خدا حضرت امام رضا

ع و دروهله سوم وسایل خدادرروی زمین که پزشکان بودند و

هستند. امادرخانواده ام تلاش همسر و فرزندانم جای خوددارد

ولی حضورپررنگ نوه هایم درکنارم امید به زندگی را افزایش

میداد. محمد صالح راکمتر می دیدم ولی حضور محمد معین

خیلی برایم روحیه بخش بود و با دیدارش حال میکردم و به

زندگی پابند می شدم البته ناگفته نماند که روحیه شوخ و بی

خیال خودم هم کم تاثیر نبود . به هرحال عوامل مختلفی

دست به دست هم دادند تا سلامت خودرادرحدزیادی بازیابم و

شکرخداراباید به جای آورم.

/ 0 نظر / 15 بازدید