درباره آقای دعاگو امام جمعه شمیران(1)

از قبل از انقلاب ایشان فقط این رامیدانم که مدتی زندان بوده و

مدت زیادی فراری و بااسم "اخلاقی" درشهرهای مختلف منبر

میرفته و دوران عسرت و تنگدستی غیرقابل تحملی راگذرانده اند.

اولین بار ایشان راقبل از انقلاب درب منزل دوست مشترکمان

برادر انقلابی و رئیس اسبق آموزش و پرورش منطقه 2 تهران

ومدیر کل اسبق گزینش وزارت آموزش و پرورش دیدم.ایشان پس

از پیروزی انقلاب درجاهای مختلفی منشا خدمت بوده اند که

درزندگینامه خودشان و سایر نشریات ذکرشده ولی آشنایی مااز

آموزش و پرورش بود و یک دعوای مفصل که باهم داشتیم و یک

آشتی جانانه که باعث علاقمندی ماشد.درزمان وزارت مرحوم

آقای علی اکبر پرورش در یک اقدام انقلابی آقای پرورش تصمیم

گرفت که بخشهایی از این وزارتخانه رابه روحانیون بدهدتا کسی

نتواند درقبال آنها حرکتی بکند. لذا آقای سید علی اکبر

حسینی(مشهوربه اخلاق درخانواده) رابه جانشینی حسین

آقای مظفر مدیرکل تهران گماشت و  احتمالا بانظر شورای

مرکزی حزب جمهوری اسلامی آقای دعاگو رابه جانشینی استاد

مظفری نژاد(زندانی قبل از انقلاب و از دوستان و نزدیکان شهید

باهنر که در آن دوران سمبل بچه های انقلابی آموزش و پرورش

بود و به عنوان معاون امورتربیتی شاغل بود و بعدا هم نماینده

مجلس شدند) انتخاب کرد. باآقایان شجاعی و شیرازی برای

منصرف ساختن آقای دعاگو از پذیرش این مسئولیت به مسجد

مهدیه جوزستان رفتیم و بحث من باایشان بالاگرفت و باناراحتی

از هم جداشدیم.نهایتا انتصاب انجام شد و طولی نکشید که من

هم از کاربرکنارشدم و دربرکناری من از ریاست منطقه 1 اگر آقای

دعاگو دخیل نبودند لااقل درانتخاب جانشین موثر بودند که آنهم

باتدبیر من نقشه ایشان به هم خورد و مجبورشدند آقای

شیرازی رارییس منطقه بگذارند.اما این شیخ خوش انصاف طولی

نکشید که متوجه شد روش اداره وزارتخانه آب رابه آسیاب انجمن

حجتیه میریزد و باوزیر درگیر شد و استعفاداد.باز در اقدامی

منصفانه درشبی که درمنزل پدر آقای طائب به افطاری دعوت

شده بودیم به طور نیمه صریح به من گفتند اشتباه کرده ام و

درجایی گفته بودند پذیرش حکم از این وزیر درشان من نبود.بعداز

این دیدار اتفاقی تا مدتی  یکدیگرراندیدیم.

/ 0 نظر / 12 بازدید