زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

آجیلآجیل عید- نخودبریزی

نزدیک عید که میشد اکثر خانه ها به تکاپوی

تهیه آجیل می افتادند و بسته به عیالواربودن و

میزان رفت و آمد و درآمد و مکنت آجیل انتخاب

میشد.

بعضی ها تخمه هندوانه را خودشان

بااجیرگرفتن کارگر می شکستند(خندان

میکردند )و بانمک زدن بو میدادند.البته تخمه

قرمز زیباتر و خوش مغزتر و گرانتر بود .

فقراهم تخمه گلک(آفتابگردان) و تخمه خربزه

رالااقل برای سرگرمی خودشان انتخاب

میکردند.از اقلام ثابت آجیل نخود بوداده

(نخودچی)یک آتیشه یا دو آتیشه (نخود بوداده

معمولی یک آتیشه و وقتی بزرگتربادوبارپخت

انتخاب میشددو آتیشه به حساب می آمد)و نیز

کشمش بود.

پسته در کمترخانه ای به یافت میشد ولی

فندق مغز نشده و بادام کوهی باپوسته تفت

داده شده و مغزبادام رامیتوانستیم ببینیم و البته

تخمه زرد آلو نیز در خانه فقیرترها جزیی از آجیل

بود.

شغلی وجودداشت به عنوان نخودبریزی که

مسئولیت بودادن یا پخت و تفت دادن اجزائ

آجیل را داشت. پاتیلی بزرگ با چراغ پریموس و

چوبی که موادراداخل پاتیل به هم میزد . دوتااز

نخودبریزها درمیدان خان کنارسبزی فروشها

مغازه داشتند وتاآنجا که به یاددارم فامیلشان

هم نخودبریز بود......

 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٤