زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

کلاس چهارم ابتدایی

معلم کلاس چهارم مان آقای فصاحت بود.مردی دوست داشتنی و پیگیر.کلاس مان هم بغل دفتر مدرسه بود.

آقای فصاحت به شدت مراقب درس خواندن من
بود آن هم با روش خودش.
خط کشی در کلاس بود به عرض حدود 3 سانت و قطر 1 سانت ... .

بچه ها تنبیه می شدند برای درس نخواندن و شیطنت ولی من با روش سختگیرانه ایشان باید حتماً نمره 20 می گرفتم و هر نمره کمتر از 20 به تعداد نقص نمرات باید خط کش کف دستم می خورد.
مثلاً 19 یک ضربه و  18 دو ضربه و.....
یادم هست برای نوزده و نیم هم یک ضربه از لبه باریک خط کش خوردم .خط کش روی دستمان اثر و ردّ قرمز رنگی می گذاشت و تا چند لحظه ای دست بی حس می
شد.

بارها آرزو می کردم شاگرد ممتاز نباشم تا چنین مراقبتی صورت نگیرد ولی... .

در هرصورت توجیه بودم که از محبت و دلسوزی است و راستش خیلی این معلم را دوست داشتم و به یادش هستم. هر چند سال هاست که در میانسالی از دار دنیا رخت بر کشید.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٥