زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

باقی آباد

در45  کیلومتری یزد در منطقه میانکوه روستایی است به نام باقی آباد.ییلاقی دوست داشتنی که بخشی از زیباییهای زندگی و خاطرات کودکی و نوجوانی من مربوط به آنجاست.یزدی ها در عصر نبود پنکه و استفاده از بادبزن تابستانها را به دامنه های شیرکوه پناه می بردند و این روستا نیز یکی از آنها بود که به ییلاق آخوندها مشهور بود.گویازمانی پاتوق 7 روحانی مشهور شهر بوده است.

باقی آباد از یک سو به مزرعه احمدخان و مستوفی و دهبالا(هدش) و بالاخره تفت راه دارد و ازجنوب به طزرجان و برفخانه و بنادک سادات و از سوی دیگر به حسین آباد و بنستان و هنزا و فخر آباد و سپس مهریز......شمال باقی آباد هم کوهی است که ما به آن کوه سوراخک میگفتیم.

از اواخر مردادماه مردان شهر زن و بچه ها را به باغات آنجا می آوردند و خود روزهای 5 شنبه و جمعه سر میزدند وتا شهریور مابچه ها دنیای زیبایی را تجربه می کردیم.متفاوت و.....اینک دست نیافتنی و غیرقابل تجدید.چون رویا

خانه ما در جنوب باغ بود با تالار و 3 اتاق اصلی.یک اتاقش مهمانخانه بود و دربی به کوچه داشت و اتاق دیگرش با آشپزخانه و اتاق جنوبی که با پستویش دست بدست هم بودند در به تالار داشت و در غرب آن پستویی بود با خمره های آرد و انبار خوراکی.

خوب سوال اینجاست که اشاره نا بهنگام به این روستا چرا؟.....خواهم گفت

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥
تگ ها :