زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

روضه خوانی در یزد(3)

پذیرایی با چای بود در استکان و نعلبکی هایی که بیشتر وقفی بودند و سینی های کوچکی که طال نامیده می شد و داخل آن یک نعلبکی با استکان چای قرار می گرفت و در گوشه دیگر تعدادی حبه قند(هرچه حبه ها بیشتر و بزرگتر بود نشانگر مناعت طبع بانی مجلس بود) افرادی طال ها را در یک دست می گرفتند و با دست دیگر جلوی میهمان اباعبدا... قرار می دادند و افراد پذیرایی کننده که حرفه ای بودند تا هشت سینی را در یک دست قرار می دادند......

سماور های بزرگ ذغالی که بعد نفتی شدند و سپس گازی و چای ریز های متخصص با قوری های بزرگ و بعضاً چند تا منقل بر تختی نشسته و فرماندهی داشتند.استکان ها هم بعد از استفاده درون طشتی پر از آب شسته می شدند و اگر چای ریز خیلی تمیز بود زیر شیر سماور هم می گرفت و آبی درون استکان می چرخاند.....

بعضی از پذیرایی کننده ها بچه ها را تحویل نمی گرفتند و از چای محروم می کردند.به ما هم بر می خورد.....
البته بیش از چای به قند علاقمند بودیم.

میزبانان محفل عزا که مکنتی داشتند زیر سیگاری با 3-4 نخ سیگار اشنو و کبریت هم جلوی سیگاری های شناخته شده می گذاشتند....و در ساعت های مشخصی از افراد با قلیان پذیرایی می شد.پذیرایی باقلیان زیبا بود قلیان ها دست به دست از مبدأ به مقاصد مختلف و اطراف مجلس منتقل می شد ...

 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٩