زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

روضه خوانی(2)

معمولاً صاحب عزا درب مجلس می ایستد و چشم به راه است و حتی اسامی و قیافه افراد در ذهنش می ماند و به شرکت کنندگان در عزا خوش آمد می گوید.

بزرگترها در اتاق های شاه نشین و در صدر مجلس می نشستند و جوان ها و عوام در حیاط و بیشتر نزدیک حوض آب و باغچه ها جای با صفایی برای خود دست و پا می کردند.....افراد کفش خود را معمولاً با خود وارد مجلس می کردند و در کنار خود قرار می دادند.

در روضه خوانی ها، افراد زیادی به منبر می رفتند و میانگین زمان منبر 15-20 دقیقه بود.بعدها در گذر زمان طول منبرها به 25-30 دقیقه افزایش یافت و از طلایه داران این گونه منبرها آقای راشد یزدی است که هم نسبتاً طولانی می خواند و هم با روضه پایان منبر با آهنگ سوزناک لری شور ویژه ای به مجلس می داد.
البته در مورد آقای سعیدی که منبر 2 ساعته می رفت تا جبران اعتصاب مخالفینش بکند قبلاً گفته ام و نیز شیخ م-ز نیز ممکن بود به خاطر لجاجت با روحانیانی که در نوبت بودند منبر خود را طول بدهد.

اولین منبری ها معمولاً دراویش و روحانی های کم سوادتر یا جوانتر بودند و در اوج جمعیت مجلس روحانی های مهمتر به منبر می رفتند.روحانی ها تقریباً نوبت شان تعیین می شد و وقتی وارد مجلس می شدند مورد احترام روحانی هایی که قبلاً واردشده بودند قرار می گرفتند و با تعارف در کنار یکدیگر می نشستند.شیخ م.ز اگر به منبر می رفت و با نفر بعدی خصومتی داشت آن قدر معطل می کرد و منبر را طولانی می کرد تا فرد مورد نظر منبر مجلس دیگرش در شرف از دست رفتن بشود و مجلس را ترک کند.این بنده خدا از ناحیه پا ناراحتی داشت و به همین دلیل نام هایی هم برای او گذاشته بودن و چون زیاد خوشنام نبود چندان به مجالس دعوت نمی شد......

اگر یک روحانی دیر می رسید و مجلس بدون روحانی بود می گفتند روضه وا افتاده است .....

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱۸