زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

روضه خوانی در یزد

شهر یزد شهر ویژگی های خاص است.شهر بادگیرها.شهر دوچرخه ها و شهر روضه خوانی ها.

آن روزها که در شهر خودم زندگی می کردم تقریباً تمام سال با روضه خوانی مواجه بودیم.در ساعات مختلف از شبانه روز... .

صبح اول وقت - ساعت حدود ١٠ صبح - عصر و...شب.......

هرکجا می دیدم کنار کوچه ای تعداد زیادی دوچرخه پارک شده با احتمال قریب به یقین بویی از روضه می آمد.......

در بیشتر فصل ها حیاط و اتاق های بزرگ به مردها اختصاص داشت و برای بانوان پشت بام را در نظر می گرفتند و البته بعضاً هم اتاق را.......پشت بام را پوش می کشیدند.
پوش،پوششی برزنتی و بزرگ با نقش های مذهبی و یا اسلیمی بود که با طناب های قوی و یا سازو به دیوارهای پشت بام محکم می شدو در حیاط نیز ستون های چوبی بزرگ آن را محکم می کرد.نصب پوش شدیداً تخصصی بود .

پوش به نحوی نصب می شد که از جان پناه یا معحر یا شرفی لبه بام (که معمولا با آجرهایی با نقش و نگار بود) ارتفاع داشته باشد تا هم تهویه ایجاد کند و هم امکان اشراف خانم ها به منبر و دیدن سخنران و سینه زنی هارا فراهم سازد.....

درب خانه با پرچم سه گوش عزا که باچوبی به دیوار نصب شده بود پیام روضه را واگویه می کرد و مردی با گلابپاش بر صندلی تکیه می زد و به شرکت کنندگان در مراسم به هنگام ورود گلاب می داد .گلاب را کف دستان شان می ریخت تا  سر وصورت خویش را معطر سازند و بوی پا و.....از مجلس عزای سیدالشهدا رخت بر بندد.

یکی از مسوولین گلاب در یزد به اسم حاجی نایب مشهور بود(قبلاً درمورد حسین پخ پخوک و باقی آباد هم نوشته بودم) این مرد از اقوام سیدضیا الدین طباطبایی مشهور بود.و چون عاشق رفتن به حج بود خود را امین الحاج و صاحب کاروان معرفی می کرد تا فقرش این آرزو را بر او تثبیت کند و زبانزد و باعث شوخی و احیاناً تمسخر دیگران شود.......بالاخره هم تاجری یزدی به نام اکبرزاده یا اکبریه هزینه حج این عاشق را فراهم کرد و حاجی واقعی شد.خدا این فرد خیر را رحمت کند که حتی برای برگشتش ولیمه ای هم ترتیب داد و فقرا را دعوت کرد تا پذیرایی شوند.....گویا فقرا هم از حاج نایب سوغات درخواست کرده بودند و کمک مالی! و ایشان گفته بود:چشم! فردا در بازار یکدیگر را می بینیم!!!!

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٧