زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

خونه خاله خاله تو مشهد

رسیدیم خونه خاله .خانه ای که هنوز تقریباً با همون شکل هست ولی بیغوله شده است.....

خیابان تهران کوی فرهنگ پشت انبار نمک بن بست سعادت.....

خونه ای قدیمی با یک حوض وسطش و دو تا باغچه دو طرفش .سمت قبله انباری بود و دستشویی و آشپزخانه و سمت غرب هم 3 تا اتاق پایین و 23 تا هم بالا با یک تراس که بهش می گفتند بهار خواب......

خاله جان خیلی دوست داشتنی بود و دلنشین.خدا بیامرزد شون باز هم شوخی ها با شوهرش حاج حسین دانشور و بازیهای بی امان من.

خاله جان دختر خوانده ای داشتند به اسم رباب که 4-5 سال از من بزرگتر بود و تو خونه دایم در حال بازی بودم و سابقه آشپزی الکی باعث شد که پلو هم بپزم ولی راستکی! خوب ما را دک کردند و رفتند سر قابلمه مون و پلو را به اسم ما به عمل آوردند.......

در مشهد تنها عموی تنی مادر را دیدم و چه با محبت بود کسی که با دلی نهفته از راز غایب شدن برادرش چند سال بعد رفت.واقعاً محبت نسبی و خونی چیز دیگریست.فامیلش خطیب زاده یزدی بود و با عصا و کلاهش هاله از خاطره اش در ذهنم باقیست....

عمه ناتنی داشت مادرمان به اسم بی بی ماشاا... که همسر مرحوم قاسمیه بزرگ بود زنی با کوهی از ابهت و عظمت که مثل خانزاده ای بزرگ دهها نفر را اداره می کرد........

پسر عموی ناتنی مادرم هم به اسم آقا جلال سید ابراهیمی بود و با بچه هایش مرحوم آقا رسول و عباس چنان کرده بودند که احساس می کردیم در ایلی از خودی ها زندگی می کنیم......

پسر عمو های تنی مادرم هر کدام منبعی از محبت بودند و ازدواج های فامیلی دایی زاده ها و عمه زاده ها و......خانه عمه بی بی را پاتوق بزرگی کرده بود.......

هر روز و هر شب مهمانی و در هر مهمانی همه جمع بودند و در همین مهمانی ها بود که با اصرار به من سالاد تعارف کردند و به علت گوجه فرنگی دوست نداشتم تا آخرش متوسل شدم به قسم(به حضرت عباس من سالاد دوست نمدارم) و این جمله من هنوز در بین پسر عموهای مادر علامت شناسایی من است....

نوه عموی مادرم هما خانم بود که همسر دکتر حسین داودی جراح ساکن مشهد است و همبازی دایمی من شده بود.....

باغ قاسمیه ها (شوهر عمه و پسرهای شان) به اسم ایرانشهر. و خواجه ربیع و خواجه اباصلت و شاندیز و طرقبه و همه وهمه را در آن سفر دیدیم و رفتیم......

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۸