زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

خانقاه یزد

یزدیها با محافظه کاری نسبت به گرایشات مختلف برخورد می کنند.از جمله دریزد درویش به صورت وسیع وگسترده وجود ندارد .دراویشی که من دیده ام پاک و بدون آلایش بودند و وابستگی شدید به مشربهای مختلف نداشتند.

در محله ما خانقاهی بود و هست که پاتوق موردی دراویش نعمت اللهی بود و در ایام 13 رجب و عید غدیر مراسمی برگزار میکردند.مراسمی که رونق هوکشیدن و .....نداشت.وبا پدرم که مورد احترام این دراویش بودند یکی دودفعه درمراسم آنها شرکت کردم .اکنون نیز آرزو دارم کلیه دراویش چون مولاعلی علیه السلام فقط به ساده زیستی بیندیشند و چون دراویش یزد باشند.

یکی از عموها تاحدی پیشرفته تراز پدر خودرادرویش مب دانستند و کشکولی و لباسی هم داشتند ولی هیچوقت این کشکول راجز درخانه ایشان ندیدم......یکی دیگراز همکاران ایشان دراداره ثبت اسناد یزد هم درویش بود اما اهل نی زدن و زن نگرفتن و....یادم هست در نوجوانی من آمده بود باقی آباد و مهمان خانواده مستقیمی که باپسرشان همکلاس بودم شده بود و ازصدای نی زدنش بیچاره شان کرده بود .من هم مقداری پنبه داخل نی کردم تاشب که به خانه می آید موجب خنده اهل خانه و آرامش حداقل چنددقیقه ای باشد

اصطلاح درویش رادرمورد مداحان اهل بیت هم به کار می بردند و دراین زمینه درویش بلبل و برادران درویش خوشحال مشهوربودند ودرروضه خوانیها فیض میرساندند.

درویش خوشحالها در لباس روحانیت بودند و منبرراباهم و تقریبا به صورت تواشیح اداره میکردند.یکی از ایشان مدیریت صحنه راداشت وزودتر فوت شد و تاحدی برادردیگر کارش با مشکل مواجه شد ولی درویش اکبر توانست زودخودراجمع کند و موفقیت از دست رفته را به دست بیاورد.لازم به ذکر است که درویش اکبر خوشحال از علاقمندان به شعر بود ومشهور بود 4000 بیت شعرحفظ کرده است

درشهر چندنفری هم بالباس درویشی به گدایی می پرداختند که قطعا درویش نبودن

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢
تگ ها :