زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

یک شب در مزرعه آخوند

در دل کویر وپایین دامنه های شیرکوه بالا تر از تفت و بعد از روستای زیبای فراشاه(خراشه) مزرعه ای است به اسم مزرعه آخوند.این روستا توسط مرحوم آخوند ملااسماعیل عقدایی  ایجاد شده است .ایشان موسس مسجد ملااسماعیل یزد و از نوادگان اصلان خان ترک از تبعیدیهای تبریز به دل کویر عقدا و از اجداد اکثر آیت اللهی های یزد هستند......

ویژگی روستای مزرعه آخوند یکی رعایت مقررات شهرسازی و مدل بسیار کوچکی از چهارباغ اصفهان و یاشهرنجف آباد است و احتمالا موسس روستااز آنجا الگو گرفته اند.

خصوصیت دیگر این است که آب روستاهای یزد که از قنات ها خارج میشود تابع بارندگی بوده و اندک کمبود بارش یک روستا را از بین می برد ولی وضعیت آب این منطقه طوری است که وابستگی چندانی به بارندگی ندارد.وگویا انتخاب این منطقه با آگاهی از نظرزمین شناسی و علوم تجربی از سوی مرحوم آخوند بوده است.......

ساکنان روستا بیشتر از نوادگان ایشان هستند و کدخدای آنجا نیز که برادر همسر آیه الله آسید یحیی مجتهد بود نیز از نسل مرخوم آخوند ملااسماعیل بود و به اسم دایی جواد صدایشان می کردند و دایی واقعی ولی ناتنی مادربزرگ پدری من بودند.......

نزدیک مزرعه آخوند درارتفاع کوه چشمه ای به اسم طامهر است که آب در ارتفاع کوه اززمین می جوشد و بالا می آید و بسیار دیدنیست....ویک بار با مرحوم ابوی و حاج آقااحمد که در مطالب قبلی اشاره شد به آنجا رفتیم.....

خاطره کودکانه ام از مزرعه آخوند سردی هوا و صدای کفتار درشب بود .ما که درباقی آباد با آواز شغال آشنایی داشتیم از صدای پای کفتا بسیار ترسیده بودم و مرحوم دایی جواد که در آن سفر اولین و آخرین دیدارمان بود شب مجبور بود با ما راه بیاید که من نترسم......

یکی از سنتهای ان دوران در یزد این بود که امکان زن گرفتن روستاییان از شهریها فراهم بود و به همین سادگی نسل آخوند ملااسماعیل رادر عقدا و یزد و نصر آباد و مزرعه آخوند و تفت و ثانیج و میبد و......میتوانستیم مشاهده کنیم.....

البته انشاالله اخوی در مورد شخصیت ایشان خواهند نوشت

 

 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٩:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱
تگ ها :