زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

خانه

ورودی خانه پدری من از درب قدیمی و چوبی آن باچفت های قدیمی و کلون(تجه) درگودال مصلی بود.جلوی ورودی زمین بایری بود که بعدااز شهرداری خریداری و تبدیل به خانه ای شدبرای برادربزرگترم که چندان در آن ساکن نشد.حیاط خانه که با آجرهای قدیمی فرش شده بود شامل یک حوض بیضی شکل نسبتا عمیق و ۴ باغچه اطراف آن بود.ازراهرو که وارد میشدیم اول طویله متروکه الاغ مشهورپدربزرگ بود و سپس درب اتاق مهمانی  ودر کنار آن اتاق دیگری که ه اتاق کنجی(کنجک)مشهوربود.در اتاق مهمانی نیز پستویی ٢ طبقه بود که عملا طبقه دوم آن روی(طویله)  قرار داشت زیر این ٢ اتاق زیرزمین بود با ٢ گودی متفاوت یعنی زیر اتاق کنجی ارتفاع کمتری داشت ولی به چندپله به زیرزمین اتاق مهمانی که میرفتیم حتی درمردادکویر برای ما امکان خواب از سرمانبود و بعضا داداشهای بزرگتر میخوابیدند و ٣-۴ ساعتی به خواب عمیق میرفتند.درب زیرزمین کف حیاط بود.درضلع شمال غرب دیوار آشپزخانه خانه پدربزرگ بود ودرکنارآن راهرو وورودی اتاق نشیمن که اکثر دوران زندگی رادرآن اتاق ساکن بودیم.اتاقی باعمق نسبتا زیاد و در انتهای آن یک گنجه و زیر آن دولابی و درب راروی آشپزخانه بااجاقهای قدیمی و زیر آن زیرزمینی که محل نگهداری هیزم بود و به هیزم دان مشهوربود.وراهرویی که به زیرزمین دیگری که بیشترانباری بود ودر آن خمره و.....سرکه و.....نگهداری میشد ونیز توالت راه داشت.

اتاق دارای پستویی دراز به دوکله مرتفع بود.وکله انتهایی آن دراختیار داداش وسطی مابود.سمت جنوبی خانه رااتاق کوچکی باارتفاع پوشانده بود که اول دراختیاربرادربزرگتر و سپس در اختیار اخوی وسطی بود و این تاپایان ادامه داشت.زیر آن حمام متروکه ودرکنار آن تالاری کوچک وشامل راه پله پشت بام بود.

بعدا که اخوی بزرگتر خانه راساختند تالاری روبه خانه مابا٢ اتاق و.....بود و به همین دلیل درب خانه جابجا شد وتالارخودمان تبدیل به راهرو و طویله نیز آشپزخانه شد......

دیوارها کاهگلی بودند و پشت بام نیز ملقمه ای از کاهگل و آجر داشت واز هرطرف بادیوار محصوربود تاامنیت خواب تابستانی رافراهم کند.۴ طرف خانه نیز با جان پناه خدودا ٣۵ سانتی و آجرهای معجر مشخص شده بود.

بالای اتاق نشیمن انبار آب وچرخ چاه و تجهیزات آن بود که به موقع به آن پرداخته خواهدشد.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٧
تگ ها :