زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

محوده شهر دردوران کودکی من

یک سو شهربه خیابان هراتی وسوی دیگر به باغ دولت آباد واز طرفی به خیابان کارخانه اقبال(وباغ ملی) واز آن طرف به مسجد جامع محدود میشد.......اطراف شهر و حومه محل سکونت زرتشتیان بود و چندخانواریهودی یزد هم پشت مسجد جامع زندگی میکردند.

محل سکونت من در محله ای به نام مصلای عتیق (گودال مصلی)بود.کوچه ها تماماخاکی بود با یک چاه برای آب باران و وقتی باران بیش از 2-3 ساعت می آمد چاهها ممکن بود پر شوند و به خانه های خشتی شهر آسیب برسانند.

دردوسوی شهر ساعتهای بزرگی بر برج نصب بود ....یکی ساعت مارکار و دیگری مسجد جامع که ساعت مارکار بهتر کار میکرد

محله های مشهورشهر را میتوان تخت استاد-چهارمنار-دارالشفا-سردوراه-خواجه خضر-جنگل-6بادگیری-محله تل- شیخداد-بیدآباد-پنبه گلون-و........نام برد

قبرستانهای اصلی شهر سید صحرا و جوی حرحر از بین رفته و به صورت پارک در آمده اند.

خیابانهای ایرانشهر و ادامه بعثت دردوران کودکی من آسفالت شدند و بلوار امامراده هم در همین دوران ایجادشد.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۳
تگ ها :