زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

خانم فسایی زاده و امتحان ورزش

خانم استاد آقای فروتن که استاد درس مقاومت مصالح مابود به

اسم خانم فسایی زاده استاد زبان بود و درعین ناباوری وقتی

درس ورزش 2 راگرفتیم دیدیم استاد  ورزش هم ایشان هستند.

درطول ترم یللی تللی خوردیم و یک روز دیدیم آگهی زده اند که

برای امتحان عملی ورزش فلان روز در سالن ورزش حاضر شوید

وشدیم.

نخیر دیدیم خانم دارند جدی امتحان میگیرند.کرونومتردردست

 دبدو ید من زمان یادداشت کنم و پرش طول و بارفیکس و از این

چیزها.ماکه ورزش 1 رابا آقای دوست محمدی دوستانه طی

کرده بودیم رنگمان پریده بود.

حالا فرض کنید من نبودم!یکی از بچه ها خیلی قوی بود و

باایشان درس نداشت یادش بخیر اسمش اصغر عبدالشاهی بود

و مابهش میگفتیم اصغر عبدالکاشی آخه کاشونی بود. باایشان

مذاکراتی محرمانه انجام شد.

خانم فسایی زاده تا مثلا یکی راصدازد برای امتحان بلافاصله

عبدالشاهی رفت و تمام مراحل رابا اضافات و لواحق به نحو

 احسن به جایش امتحان داد و کسی که باید امتحان میداد بغل

دست خانم فسایی زاده ایستاده بود و داشت بادوستانش می

خندید واشاره و کنایه ای داشتند.

امتحان تمام شد.......خانم فسایی زاده دنبال آیت اللهی

میگشت برای تیم ژیمناستیک دانشگاه

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٤
تگ ها :