زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

کتب ممنوعه و تبادل آنها

کتابهای مرحوم دکترشریعتی ممنوع بود و همچنین کتابهای مرحوم

 مهندس بازرگان البته روی کتابهای دکترشریعتی حساس تربودند .

خرید و فروش کتاب کمتر ممکن بود و کم کم از کتابخانه ها هم

جمع شد.

بچه ها کتاب را با جلد روزنامه ای یا جلد کتاب دیگر در مسجد رد و

 بدل میکردند ویادرمحل های مطمئن .......

هروقت کارگاه  درس داشتیم کمدی که تحویل میگرفتیم را منبع

کتاب میکردیم و سعی میکردیم یکی دوترمی کمدرانگهداریم و

کلیدش را تحویل ندهیم.

رساله امام را بیشتربا جلد رساله آقای شریعتمداری و یا دیگری

صحافی میکردیم.کسانی که محتاط تربودند از رساله محشی

(باحاشیه چند مرجع) استفاده میکردند و از فتوای امام که

اسمشان رابا خ نشان داده بود  مطلع می شدند.

مارکسیستها هم کتب ژرژ پولیتزر و مارکس را به همین نحو مبادله

 میکردند و البته ما هم برای آشنایی با دیدگاه آنها می خواندیم و

آماده پاسخگویی می شدیم.

دانشجویان تازه وارد را با کتاب شهادت و از کجا آغاز کنیم وارد

جریان میکردیم تا کم کم به کتابهایی با مفاهیم سخت تربرسند و

البته بودند دوستانی که کتاب به دیگران می دادند ولی خودشان

آن کتاب را نخوانده بودند و همین هم دستاویز شوخی و تمسخر

مابود.

به هرحال کتابهای دکترشریعتی 2 سال زندان . ولایت فقیه امام 5

سال زندان و اعلامیه های دیگرهم به تناسب مشکل خودراداشت.

همین که دانشجویی را میگرفتند به سرعت به خانه اش می رفتند

 تا وسائلش رابررسی کنند و دنبال همین کتابها بودند.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٤
تگ ها :