زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

اساتید دانشگاه

بعضی از اساتیددانشگاه به خاطر عملکرد مثبت یا منفی شان در

ذهن دانشجویان جاودانه هستند.

خانم محترمی استادآزمایشگاه شیمی مابود که با نجابت شیطنت

دانشجویان فنی را تحمل میکرد و به نظر من شخص بی نقصی بود

 البته یکی از همکلاسهای ما داخل لوله آزمایش چند ماده نامربوط

راریخته و حرارت داده بود و بالای آن را که سرد بود گرفته بود و به

خانم گفته بود این چه ماده ای هست؟ بنده خدا پرسیده بود

سرده؟ جوان هم گفته بود بله و لوله را کف دست خانم گذاشته

بود و دست ایشان سوخت......کلمه خدالعنتت کنه اززبان ایشان در

 آمد.

من درس آزمایشکاه شیمی رابانمره A پاس کردم و به ضررم شد

چون دروس آزمایشگاهی زودترامتحان گرفته می شد و من مغرور

شدم که درس دانشگاه هم که چیزی نیست و دست کم گرفتم

دروس را و مشروط شدم.

مردی با نام س به برکت برادرش استاددرس ریاضی مقدماتی

هنرستانی ها بود و کمتر کسی از ایشان درسی آموخت و یاد

گرفت  البته احتمالا......

درس فیزیک 1 را آقای مهندس فرمان تدریس میکرد. مردی

شایسته و باوقار و با قدرت تفهیم خوب بود و خدایش اجردهد.

درس جامعه شناسی را آقای امین پوربه ما آموخت و خوب این

دروس برای ماجاذبه نداشتند.

روانشناسی صنعتی را دکترجمالی به عهده داشت که مدیر کل

آموزش دانشگاه هم بود.

ورزش یک رابا آقای دوست محمدی پاس کردیم .مردی با ویژگیهای

 یک ورزشکار و معلمی ورزش. سهل گیر و داش مشتی ....

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢
تگ ها :