زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

ورود به جرگه انقلابی گری و ضروریات آن

وقتی وارد جرگه مبارزه می شدی الزاماتی به دنبال آن

وجودداشت که باید رعایت میشد.

ساده پوش بودن.کراوات ممنوع بود و لباس باید ساده می بود

مثلاپیراهن های چینی دوجیب که روی شلوارانداخته می شد و

 این لباس بین چپ و راست مشترک بود. متدینین با ریش

شناخته می شدند و مارکسیستها با سبیل و بعضی از سران

آنها سبیل پرپشت (مشهوربه پاچه گاوی). کفش چندان مهم

نبود ولی کفش کتانی و پوتین و کفش کوه بیشتراستفاده

میشد.

حضوردر مجامع روشنفکری و تئاترهای برتولت برشت و دیدن

فیلمهای اروپای شرقی هم از دوطرف دیده میشد.

مسلمانهای روشنفکربا سخنرانی دکترپیمان و مهندس بازرگان و

قبل ترازآن دکترشریعتی به پیش میرفتند واصولگراترها راپای منبر

شهید مطهری و علامه جعفری و فخرالدین حجازی( بینابین)

و....می توانستیم بیابیم.

فرض بر دستگیری و شکنجه برای اعتراف بود بنابراین باید با

سختی ها آشنا میشدیم و کوهنوردی نیز یکی از این موارد بود.

عدم توجه به کمیت و کیفیت غذا وحتی پرهیز از تنقلات و

بستنی و.......هم از لوازم بود(البته درخفا معلوم نیست چه

میشد؟)

وقت شناسی و حضوربرسر قرار راس ساعت معین و رعایت

مخفی کاری نیز از موارد لازم بود.

رازداری بایددردرجه اعلا رعایت میشد تا ساواکیهای نفوذی

موفق به شناسایی سران نشوند و به همین دلیل بعضی از

 اشخاص مبارزرده بالا ممکن بود به لودگی برای رد گم کنی

روی بیاورند.

قد بودن و قاطعیت ازیک سو و انتقادپذیر بودن درجمع و خصوصا

جلسات انتقاد از خودباید مورد توجه قرار میگرفت.

مطالعه کتب غیر درسی وداشتن برنامه مطالعاتی  نیز مورد

توجه قرار میگرفت.

عدم توجه به خانمها و پرهیزازدختربازی ازلوازم اصلی

کارانقلابیگری بود

موارد دیگری نیز هست که درلابلای مطالب آینده خواهم گفت.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸
تگ ها :