زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

کتابخانه دانشگاه

کتابخانه اصلی رادوسالن متفاوت تشکیل میدادند. یکی سالن

یک نفره که مخزن کتابخانه در آنجا واقع بود. آقایی بانام مطلب

رئیس کتابخانه بود مردی جاافتاده و باشخصیت و درعین حال

جدی.

مستخدم کتابخانه مردی آذری زبان و بسیار دوست داشتنی و

محترم بود که بادانشجویان همکاری داشت ودرموارد اعتصاب

و.....کمکهای خاصی می نمود .مثلا خبراز این که گارددرحرکت

به سوی کتابخانه است و یافراری دادن بچه ها و .....اما سالن

دونفره میزهایی داشت که وسط آن بایک دیوارچوبی جداشده

بود وهرطرف دیواره دونفر میتوانستند بنشینند. این بخش

کتابخانه به نحوی پاتوق هم بود و بچه هابلندترباهم صحبت

میکردند و به ندرت دختر و پسری هم مباحثات ویژه داشتند .

البته دانشگاه محیطی مثل دانشگاههای ادبیات و علوم انسانی

نداشت که دختران و پسران ارتباطات دیگری داشته باشند و در

این جا تقریبا دختربازی ممنوع بود .

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٠
تگ ها :