زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

هم اتاق عزیزم ممدغفور

گفتم که با آقای محمد آقای غفوری هم اتاق شدم.بچه هابه

ایشان محمدغفور-محمد یزدی و.....منهم بعضا آممل میگفتم

والبته مرحوم شهید منتظرقائم هم به ایشان اسم سید

جعفرراداد که بعدا وجه تسمیه آن راخواهم نوشت وتوضیح

خواهم داد.ناگفته نماند که بامحسن اولیا اسامی خصوصی تری

هم برای ایشان داشتیم.

محمد رااز هنرستان میشناختم که دررشته ماشین ابزار تحصیل

میکرد و به علت این که بااولیا درکوچه حنا و بچه محل بودند

بدش نمی آمد درهنرستان هم بامادرس بخواند ولی خوب هم

رشته  نبودیم.

ویژگیهای محمد جدی بودن - صداقت و باادب بودن مهربان و

باوفا بودن و برتراز همه بی سر وصدا و بی ادعا بودن است و

همین خصوصیات باعث شده که درجامعه کمترقدرش رابدانند.

آهسته می آید و آهسته میرود و کاری به کاردیگران ندارد.

باوجودسابقه زندانی سیاسی زمان شاه ادعایی نداشت و

احترام و رسیدگی وپرستاری پدر و مادرازسوی او باعث غبطه

خوردن من است واقعا آرزو داشتم کاش ذره ای از محبتهای او به

والدینش دروجودمن بود. کارش درحدایثاربود وهست و دوستی

نیست که کاری به اورجوع کند و جواب منفی بشنود. وبرتراز

همه این هاهمین که من راباروحیه شوخی بیش ازحد و بعضا

آزاردهنده وپرشر وشوربیش از دوسال تحمل کرد نشان دهنده

صبر این بزرگواراست . هم اکنون نیز دربین دوستانم جزو 5 نفر

اول است و صادقانه به او علاقه دارم.البته خاطرات زیادی از این

برادرعزیزدارم که درلابلای مطالب مربوط به دانشگاه تاحدی که

احساس کنم نقل خاطره آزارش نمی دهد آن رابیان خواهم کرد

و بیشتر به اسم محمد غفوراوراخواهم نامید.


  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤
تگ ها :