زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

فامیلهای مشهدی من (پدری مادرم)

گفته بودم که تنها عموی تنی مادرم در مشهد

ساکن شده بودند .

خانواده خطیب زاده یزدی: عموی عزیز چندتا

پسر داشتند مرحوم حاج اکبرآقا(ساعت فروشی

هما اول خیابان تهران) -حبیب آقا مشهور به

(خطیب) کارمند تامین اجتماعی و نماینده

کارگران و فعال اجتماعی در آن دوران.- آقا رضا

محمد آقا و اصغر آقا که همگی ساعت فروش و

طلافروش اطراف حرم بودند و کم کم به محلهای

جدید کوچ کردند و فقط مغازه آقا رضا هنوزدربازار

رضا هست.متاسفانه دردوران دانشجویی من در

مشهد عمو فوت شده بودند.

خانواده قاسمیه یزدی:مرحوم حاج علی اکبر

شوهر عمه بی بی ماشالله مشهور به عمه بی

بی (عمه ناتنی ولی مهربان تراز عمه های تنی

مادر)بودندو پسرانشان حاج محمود آقا و حاج

محمد آقا صاحب کارخانه روغن نباتی سه گل

خراسان و مزارع پنبه در گنبد بودند و

دامادهایشان آقایان شجاعی و امینی و سید

ابراهیمی بودند.

خانواده سید ابراهیمی: مرحوم آقا سید جلال

سید ابراهیمی پسر عموی ناتنی مادربودند و

داماد عمه بی بی و پسرانشان مرحوم آقا

رسول و عباس آقا که آقا رسول دران دوران

مغازه خواروبارفروشی در خیابان عنصری داشت

و عباس آقا هم دوران سربازی خودرا میگذراند.

دکترداودی:دکتر حسین داودی  نوه عمه مادر که

در آن زمان تازه فارغ التحصیل شده بود و داماد

حاج اکبرآقا خطیب زاده شده بود و منزلی در

خیابان عنصری اجاره کرده و یکی از اتاقهایش را

مطب کرده بودند .ایشان بعدا تخصص جراحی

گرفتند و برای من بسیار عزیز هستند

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۳
تگ ها :