زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

شوتک جینگ جینگک(جغجغه سوت سوتک)

بچه های قدیم بیشتراز حال بااین اصطلاح

(شوتک جینگ جینگک) آشنا بودند.اسباب

بازی مخصوص بچه های 3-4 ماهه تادوسال .

پدر صبح یک روز بهاری باسختی وچوبهای زیر

بغل راه افتادند تا به محضر بروند. من به علت

بیماری که گفته شد در اتاق کنجک (کنج حیاط)

بستری بودم. پدر آمدند دم درب اتاق و بالحن

مهربانانه ای گفتند بابا من سر کار میروم چیزی

لازم نداری؟ من هم به شوخی گفتم

چرا......من شوتک جینگ جینگک میخوام......

ظهرپدر به منزل آمدند و آمدند دم درب اتاق و یک

عدد شوتک جینگ جینگک به من تحویل دادند.

راستش دریک لحظه به من برخورد . آخه پدر

جدی گرفته بودند؟من که حالادیگه پشت لبم

سبز هم شده بود اسباب بازی نی نی ها

( کاکاها) لازم دارم؟

بعداز ظهر تابنده خانم با دختراش آمدند منزلمان

و خوب خیلی هم عزیز و شیرین بودند ولی

رفتند تو اتاق نشیمن پیش پدر و مادر و فقط یک

احوالپرسی ازمن و.........من ماندم تنها.......

بعداز چنددقیقه دیدم دخترای خوشگل خواهر

آمدند تو اتاق که شوتک جینگ جینگکت کو؟ و

دادم به شان برای بازی......

پدر شب به من گفتند بابا این راعمدا خریده

بودم تابه این بهانه بچه هارابفرستم تو اتاقت

سرت راگرم کنند و تنهایی باعث اذیتت

نشود......

راستی کارهای حکیمانه ای توسط پدر

ومادرانجام میشد که در وهله اول درکش برای

یک جوان مشکل بود.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤
تگ ها :