زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

نشريه ديواري و ساواك

گفته بودم دردوره مدرسه مثل الان نبودم و

دست به قلمم بدنبود.به همين دليل آمدند و

براي نوشتن روزنامه ديواري با من صحبت

كردند.قرارشد دوروزنامه كاملا مشابه تهيه كنيم

تا يكي به ديوار نصب شود و ديگري آرشيو شود

يا به اداره ارسال شود.

همكلاسي داشتم كرماني كه اسمش فكري

بود و نقاشيهايش با آبرنگ محشر و بي نظير

بود قرارشد نقاشي از او و مطلب از من

باشد.نشريه خيلي كاربرد وزيباشد اما

بدجنسي كرده بودم و از اسم خانوادگي يكي از

فاميلها كه از مسئولين مدرسه بود استفاده

كردم. ايشان درخانواده به اسم علي بي بي

سكينه مشهوربود ومن هم همه جوكهارا با

امضاي علي بي بي سكينه نوشتم.

چندروزي با معاون مدرسه كل كل داشتيم كه

اين ديگرچه اسم مستعاري هست؟و اين اسم

راعوض كن و نكرديم ديگه.......

يكي دوروز گذشت و ديديم نشريه

ازديواربرداشته شده وبه هركه مراجعه كرديم

سربالاومبهم جواب گرفتيم تااين كه بالاخره يكي

گفت آقاي آيت اللهي مشكل از نوشته

شمادرمورد شاعر لب دوخته(فرخي يزدي)

است و ساواك يااز اداره آمده اند و نشريه

راباخودبرده اند.

دبيرعزيزمان آقاي اسدي سر كلاس رسم فني

مرتب بالاي سر من مي آمد و مي گفت: اي كه

گفتي تابه كي دربنددربنديم ما.......و منتظر

ميشد كه بقيه شعررابخوانم و من هم درقالب

يك هالوي كامل دركوچه علي چپ متوجه

نميشدم كه ايشان چه ميگويد؟

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧
تگ ها :