زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

به هوش آمدن وبرخوردپدربامرگ

به یاد ندارم چندروز طول کشید تا ما در

سرگردانی باشیم .پزشکان از عدم رفلکس پدر

نسبت به کشیدن شئی برکف پایشان نگران

بودند البته به نظر میرسید پدرقادربه شنیدن

هستند ولی حرف زدن و نگاه کردن خیر......

پزشکها مرتب از سوابق پدرسئوال میکردند.

اطلاعاتی که درمورد اوره پدربه آنهادادم بسیار

خوشحالشان کرد . بالاخره یک روز پدر

هوشیاری یافتند و شادی ماوپزشکان رافراهم

کردند یکی دومشکل معده ای داشتند که رد

شد وبهبود یافتند. صورت پدر که باخورده های

شیشه تاکسی مجروح شده بود کم کم بهتر

میشد.

خانم عموجعفرآقا هم مجروح شده بودند ودر

حال بهبود بودند.

خوب مشکل این بود که پدرجلوی تاکسی

نشسته بودند و به شیشه برخوردکرده بودند

پایشان زیر داشبورد گیرکرده بود و استخوان ران

 3قسمت شده بود.بیمارستانیهاازرفت و آمد

آیت اللهی ها به ستوه آمده بودند.

دکتر میرجلیلی میگفت باتوجه به سن پدر

وامکانات بیمارستانی یزد بهتراست از عمل

بابیهوشی خودداری شود و بامختصر بیهوشی

پارا باوزنه(شیوه های قدیم) جابیندازیم.

مرحوم دکترافضل رئیس  بیمارستان سعی

میکرد من و مادررا قانع کند پدررابه تهران ببریم

تا باامکانات بیشتر جراحی کنند اما ما به این

بنده خدا مشکوک بودیم که میخواهداز شربیمار

پررفت و آمد خلاص شود.

رفتم بلیط اتوبوس گرفتم تابه تهران بروم و

مرحوم آقاسیدمحموددامادمان رادرجریان بگذارم

تابیایند مداخله کنند وپدررابه تهران اعزام کنیم

ولی مرحوم عموآقاجعفرآقا رایم رازدند وبالاخره

صبح یک روز دکتر میرجلیلی به پدرم گفت اجازه

میدهید تاشماراعمل کنیم؟پدربانشاط موافقت

کردند.

بعدها پدرگفتنددراین مدت پچ پچ ها و نگرانیهای

همه را میشنیدم و آماده مرگ بودم ونگرانی

ازمرگ نداشتم فقط از این که علی هنوز کوچک

است نگرانی اوراداشتم.ووقتی دکتراجازه عمل

راگرفت فهمیدم دیگرجای نگرانی از نظر ضربه

مغزی و......نیست پس سرحال و بانشاط شدم.

پدرجریمه شدند پایشان دربند و محبوس دریک

اتاق درکنار مادر ومن که در آن سال باقی آباد و

خوشگذرانی باقی آبادرابا دلهره و سرگردانی

عوض کرده بودم.انشاالله فردادرمورد

آثارشوخیهای پدرباپزشکان خواهم نوشت

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٩
تگ ها :