زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

ایام فاطمیه

مرحوم پدرم برای ایام فاطمیه احترام خاصی

داشتند ودردوره های مختلف برخوردهای

متفاوتی بااین ایام داشتند.

در دهه 30 و اوایل دهه 40 روضه خوانی در

شهریزد و در منزل برگزار میشد. آخرین تصویری

که از این روضه هادارم زمستان سردی بود با

روضه خوانی که در اتاقهابرقراربودولی پوشی

برخانه نصب نشده بود.سماوربرنجی بزرگ و

منقلهای آتش با قوری های بزرگ و......

بعضی از روضه خوانی ها وابسته به در آمد

وقفی هستند ولی کسانی که روضه خوانی

چندروزه باهزینه شخصی برقرار میکنند تحت

فشار مالی قرار میگرفتند. شاید به همین دلیل

مدتی از روضه خوانیها درمنزل ماخبری نبود تااین

که در یک تابستان درباقی آباد بساط روضه

خوانی در خانه برقرارشد واین برنامه مصادف

بودبا نوجوانی من و مهندس محمد علی

شریعتمداری خواهرزاده مان که خوب بیا و

برویی داشتیم و احساس مداخله در امور مارا

کشته بود......

جالبترین خاطره این روضه خوانی هم جناب

حمیدرضا( دکتر سیدمحمدرضا آیت اللهی-

دندانپزشک)همشیره زاده بنده بودند که در سن

5 سالگی کتری آب بالیوان آورده بودند و به

مدعوین به زور آب میدادند و می فرمودند آب

حوض است تابااین تبلیغ همه از آب اهدایی

ایشان میل فرمایند.

خداپدرو مادررارحمت کند.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱٥
تگ ها :