زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

تعطیل کردن مدرسه

هوای یزد شدیدا در بهمن ماه بهاری می شود.

شب عید که میشد هفته آخر اسفندماه را باید

تعطیل میکردیم.

مدرسه احیانا اخطار می کرد که کلاسها تا 28

اسفند دایر است و ما هم بین 23 تا 25 اسفند

باید مدرسه را خودسرانه تعطیل میکردیم.

برای این کاراز قبل بین کله گنده های کلاسها

هماهنگ میشد و عصرروز قبل از تعطیلی

تعدادی از بچه ها بادوچرخه راه می افتادند به

سمت فرودگاه و این علامت تعطیلی بود.

فرودگاه یزد درحال بازسازی بود و خوب

بادوچرخه هم راهش کم نبود .ممکن بود تا

فرودگاه هم نرسیم و قبل از آن برگردیم ولی

از فردا مدرسه باید تعطیل میشد.

خوب که مطمئن میشدیم کلاسها تعطیل شده

اند  ما که خانه مان نزدیک تر به مدرسه بود

برمیگشتیم تااحیانا با معلمین والیبال بازی کنیم

و البته در سال دوم هم از من و محسن اولیا

بیگاری کشیدند تا سیم کشی کولر اطاق

معاون راانجام دهیم ولی در هرصورت کلاس بی

کلاس.  این تعطیلی خیلی مزه میداد

 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱
تگ ها :