زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

دستگیری گسترده بچه های انجمن دینی یزد و.....داستان سید خرکچی

خبر چون باددر شهر پیچید که جوانان خرابکار

یزدی را دستگیر کرده اند .

شهیدمحمد منتظرقائم-مرحوم حسن منتظر

قائم.- احمدیه- موسوی- هراتی- احتمالا قاسم

مهریزی زاده و سرعتی و.......

بله گویا بچه ها با محمل انجمن به چاپ و توزیع

اعلامیه پرداخته بودند و دستگیری آنها تا حدی

بر فعالیتهااثر گذاشت و کمی تاقسمتی کاهش

فعالیت را به دنبال داشت.

در این میان داستان سید خرکچی هم

شنیدنیست.قبلا شاید اشاره کرده باشم

سیدی باشال سبزبرسرش الاغی داشت و

بارحمل میکرد و همیشه باخرش حرف میزد وراه

میرفت......

سیددرجریان دستگیری بچه ها با خرش صحبت

کرده بود قریب به این مضمون که: آخر

برو......برو برو......اگر تندی نری تحویلت میدم به

ساواک که مثل بچه های مردم شلاقت بزنند تا

بری......

گویا خرتراز خرش عوامل ساواک بودند که این

بیچاره راگرفته بودند وظاهرا کتک مفصلی زده

بودند تا دیگر از این حرفهانزند.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٩
تگ ها :