زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

انجمن دینی یزد

انجمن دینی یزد زیر نظر شهید صدوقی کار

میکرد و نفردوم مرحوم شهیددکترسیدرضاپاک

نژاد بود.اموراجرایی انجمن به دست مرحوم

آقای فتاحی کارمند دفترخانه آقای مسرت و

کارمند اسبق محضر پدر مابود.

آقای مطیعی در مراتب اولیه مسئولیتهایی را به

عهده داشتند و بعدا دستگیر و مدتی سکوت

پیشه کرده بودند.

انجمن دینی با انجمن حجتیه اصفهان  و مشهد

و کرمان مرتبط بود ولی تحت عنوان انجمن

حجتیه دریزد فعالیت نمیکرد و برخلاف راه و

روش انجمن حجتیه رساله امام را که مخفیانه

چاپ میشد و قاچاق بوددر اختیار خواستاران آن

قرار میداد.

مدرس اولیه ما آقای فتاحی بود که مردی

باجاذبه و روابط عمومی بالا بود .در اولین مراحل

تاریخچه پیدایش بهاییت و احکام و پاسخ به

پرسشهایی درمورد خاتمیت را می آموختند.

پس از مدتی مدرس ما عوض شد و آقایی به

اسم (ن-ک) آمد که اصلا جاذبه و اخلاق

مناسبی نداشت و جلسه را با کلاس دبیرستان

اشتباه گرفته بود و تا آستانه تعطیلی پیش برد.

بعد از ایشان مرحوم آقای عرب استاد شد که

مرد بسیار پخته .فهمیده و دوست داشتنی بود

و روال برگزاری کلاسهارا تغییر داد.

ما مبتدی بودیم و چندان در امور اجرایی کاری

نداشتیم. در کلاسها و هراز چندی دعای ندبه

صبح جمعه شرکت میکردیم.

آرمهای زیبایی باعنوان یاحجه ابن الحسن تهیه

کرده بودند که به یقه کتمان آویزان میکردیم.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۸
تگ ها :