زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

یک ملاقات و یک آغاز

یک روز بادوچرخه طرف فلکه مجسمه میرفتم که

مردی باحدود 35 سال سن بادوچرخه خودش

رابه من رساند و سلام وعلیکی بسیار دوستانه

و گرم داشت سپس از من خواست تا درصورت

امکان باهم صحبتی داشته باشیم .

در کنارخیابان گفت ماانجمنی مذهبی داریم که

تعدادی از دانش آموزان مدارس مختلف در آن

عضو هستند و هرهفته یک روز جلسه

هست.مابررسی کرده و بین دانش آموزان

هنرستان به شما و آقای اولیا پیشنهاد شرکت

در فعالیتهای این جلسه را می دهیم.

اسم ایشان کسی نبود جز آقای فتاحی که

متاسفانه در سال 1351 به رحمت خدارفت.

به هرحال بااولیا به جلسه ای که دعوت شده

بودیم رفتیم جایی دریک مدرسه علمیه و

هرهفته شنبه ها (وشاید هم 5 شنبه ها)خود

آقای فتاحی جلسه رااداره می کرد.

درهمین جلسه بود که با مرحوم شهیددکتر

رهنمون (گنتی زاده) و بعداز آن مرحوم شهید

منتظرقائم و برادرش مرحوم حسن منتظرقائم و

نیز بسیاری دیگر آشنا شدیم .

درروزهای آینده مطالب بیشتری درمورد این

محفل خواهم نوشت

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٧