زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

آقای خوشنام . رسم فنی و جوشکاری

آقای خوشنام از هنر آموزان کرمانی بود ندکه

رسم فنی سال اول را به عهده داشتند. ایشان

مجهول کشی و پرسپکتیو را به خوبی به ما

آموختند. از مشکلات من فامیل بودن بارئیس بود

که دربسیاری از موارد معلمین ممکن بوددق دل

ایشان را که فردی مقرراتی بود برسر من خالی

کنند ولی آقای خوشنام مرد منصفی بود که با

من ارتباط خوبی داشت و از شوخی هم پرهیز

نمیکرد.

یک بار که در محاسبات 5 میلیمتر اشتباه داشتم

از آن به بعد من را 5 میلیمتری صدا میکرد. تااین

که برای مدتی باید جوشکاری یاد میگرفتیم

و استاد جوشکاری نیز ایشان بودو باتلاش کار

میکرد. جوشکاری راخوب  یاد گرفتم در اینجابود

که مادراز نورگیر آشپزخانه نالیدند(نور آشپزخانه

های قدیم از سقف تامین میشد و طلق و

مانعی برای باران بر آن نبود)برای رفع مشکل به

آقای خوشنام مراجعه کردم و گفتم که میخواهم

نورگیرفلزی برای آشپزخانه بسازم . آقای

خوشنام به شرط این که نقشه راخودم رسم

کنم پذیرفتتند. نقشه خوبی کشیدم و مورد

تشویق قرارگرفتم بعد نبشی خریدم و خودم به

اندازه بریدم و جوشکاری انجام دادم و درب آن را

نیز بالولا نصب کردم و.......اولین تولید رادرسال

اول هنرستان به خانه آوردم و بر بام خانه نصب

کردم. تازمانی که خانه پدری به فروش نرفته

بود نورگیر پابرجا بود.......البته برای مصرف برق

و .....پولی هم به هنرستان باید می پرداختم

که مطابق مقررات انجام شد.

آقای خوشنام دختر یکی از فرهنگیان یزد ازدواج

کرد و آخرین بار درسال 1368 ایشان رادیدم

خدایشان بیامرزد که خاطره معلمین خوب در دل

دانش آموز جاودانه است

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٩:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٧
تگ ها :