زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

رییس و معاونین هنرستان یزد 2

آقای سیدعلی آیت اللهی معاون دیگر هنرستان

بود و بیشتر معاونت انضباطی به عهده ایشان

بود.ایشان پسر عموی خانم اخوی هستند

(علاوه بر نسبت نسبی) و در آن زمان بین آقایان

به اسم علی آقا حاجی رییس( پدرشان به

اسم حاج رییس مشهوربودند) ودر بین خانمها

هم به اسم مادرشهرت داشتند.

بابچه هاارتباط خوبی داشت و قبلا هنرجوی

همین هنرستان بوده ودرتبریز فوق دیپلم گرفته

و همانجاازدواج کرده بودند.به علت شیطنت

های دوره محصلی  سنخ حرکات بچه هارا

میشناختند و میتوانستند با آن کنار بیایند. باوجود

همه اینها جذبه خاصی هم داشتند .ضمنامعلم

درس وحساب فنی رشته ماشین ابزاربودند و از

شیطنتهای دوره معلمی و معاونتشان هم این

بود که یک ورق سوال الکی را صبح امتحان لوله

کرده و پشت سرشان گرفته بودند و درحیاط

مدرسه قدم میزدند. بچه های خام اندیش هم

یواش از پشت سر کپی برداری میکردند و

درسرجلسه متوجه شده بودند که اصلا این

سوالات سوالهای اصلی نبوده است.....

معاون دیگر آقای عامری بودند که ایشان هم از

فارغ التحصیلان همین هنرستان بودند و ظاهرا

معاون فنی بودند و کمتر با مسایل اخلاقی بچه

هادرگیر بودند.البته در غیاب معاون اصلی

مداخلاتی داشتند که بعدا به آن خواهم

پرداخت.

در کادراداری مدرسه آقایان موسوی و هاشمی

افراد محترمی بودند که باایشان کم . بیش

کارداشتیم

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱/٢٥