زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

سال تحویل و عیدی

وقت سال تحویل در خانه ما هفت سین رسمی

وجود نداشت ولی قرآن خواندن و دعای یا مقلب

القلوب خواندن را داشتیم.آقا با زعفران (داخل

یک نعلبکی زغفران را به صورت مایع غلیظ در

می آوردند) و با چوب کبریت داخل یک ظرف

کاشی یا چینی دعای یا مقلب القلوب راتا آخر

مینوشتند و بعدداخل ظرف راشربت درست

میکردند و آنگاه با حل شدن زعفران ها شربت

زعفران ایجاد میشد و اشخاص برای تبرک

میخوردند.

چندسالی زایمان گاو مرحوم اصغرروغنگر با اول

عید مصادف شده بود و ظرفی از اولین شیر گاو

(فله یا آغوز)را هدیه می آورد

اماعیدی از اسکناس 5 ریالی شروع شد ولی

زود اسکناس 5 ریالی جمع شد و 1تومانی

استاندارد عیدی بود .بعدها 2 تومانی

و........جدی ترین پای عیدی مرحوم آقای

شریعتمداری دامادمان بودند که پول خوبی

میدادند و البته بعضی سالها که خانواده

دستشان از نظر مالی تنگ بود عیدی ما مصادره

میشد.

عیدتان مبارک و خدا آنها که دستشان از این

دنیا کوتاه شده را قرین رحمتش بفرماید

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٩