زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

شیرینی عید نوروز

١٠-١۵ روز به عید مانده ابوی لیستی تهیه

میکردند برای خرید شیرینی و ارسال به

سایرشهرها. جضوری یا تلفنی به خاج حلیفه

رهبر لیست را میدادند . قنادی خودش شیرینی

را بسته بندی میکرد و به آدرسهایی که پدرداده

بودند میفرستاد. بعداز عید یک شب باید پدر

میرفتند و فاکتوررا میگرفتند و پولش را پرداخت

میکردند.

معمولا شیرینی رابرای حاج حسین دانشور

شوهر خاله به مشهد... دامادهایشان به تهران

و گاهی هم برای عمو و.....میفرستادند.

یزدیها بعضی از شیرینیهارا حتما بایداز شیرینی

فروشی می خریدند مثل باقلوا و لوزها و قطاب

اما نان منقح(منقا یا پنجره ای) کیک و زلوبیارا

خیلی هادر منزل می پختند.

مادر پیچیدن قطاب را که سخت هم بود یاد

گرفته بودند و گاهی قطاب خوبی هم ردیف

میکردند.

شیرینی خوب را شیرینی فروشها با سیخ

کبریت مشخص میکردند. مثلا باقلوای 4 سیخ

بهترین و 2 سیخ بدترین نوع بود.البته دریزد قاب

ودیس را به شیرینی فروش میدادند تابرایشان

شیرینی بچیند.

بهترین شیزینی فروشهای یزدی به ترتیب 1-

رهبر 2-جلایی و 3- متوسلیان بودند...

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٦