زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

خانه تکانی در یزد قدیم

بهاردریزدزودتراز بسیاری از استانها آغاز میشود

بنابراین خانه تکانی هم میتواندزودتر و راحت تر

آغاز شود.

خانه های قدیمی خشت و گلی بودند و حتی

اتاقها به ندرت رنگ شده بودند و بعضی از خانه

ها سفید کاری هم نشده بودند و آنها هم که

سفیدشده بودند اگر با کتیرا اندود نشده بودند

لباس مهمانهارا سفید میکردند.

دیوار ها و سقفهاراباجاروهای بافقی از

تارعنکبوت که به آن (کره) می گفتند تمیز

میکردند .آجرهای سفالی کف اتاقها و حیاط

نظافت ویژه ای می طلبیدند هرچند نظافت حیاط

بایدهرروزه به دلیل طوفان و غبار انجام میشد.

اتاق بسیاری از مردم قالی نداشت بلکه با

پلاس (نوعی زیلو) و زیلو و حتی فرش نمدی

پوشیده شده بود و روی آن را با پارچه های

کلفتی که به آن روفرشی (حرمی) می گفتند

می پوشاندند. دور اتاقها باپتو پوشیده میشد و

بالش و متکا و مخداو یا پشتی مخملی یا ترمه 

 برای راحت نشستن میهمانها در کناردیوارها

قرار داده میشد.زیلو هارا تا نجس نمیشد نمی

شستند بلکه با ضربه  به پشت آنها خاکشان را

میگرفتند.

پرده های کوچکی در بعضی خانه هابرای

هرشیشه دوخته شده بود که به آن تجیر هم

گفته میشد و پرده های دیگری هم ممکن بود

سرتاسری جلوی پنجره هارابپوشاند.همچنین

ورودی اتاقها هم با پرده های بانقش و نگار

استتار میشد. بنابراین بخش عمده ای از

شستشو ها به پرده ها میرسید.

استکان و نعلبکی زیر دستی ها و قابها(دیسها)

و......باید همه شسته میشدند تا بهاررا با

نظافت و پاکی آغاز کنیم

 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٠