زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

ده بالا - تنگلا

بالا تر از باقی آباد به فاصله 4-5 کیلومتر ده بالا

یا هدش قراردارد که از مشهورترین ییلاقات یزد

هست .

فاطمه خانم دختر عمو حاج میرزا کاظم عروس

شده بود و داماد یعنی پسر خاله اش مهندس

پیروز بخت ساکن شیراز بود و برای ما باوجود

نسبتی که داشتیم نا آشنا.....

در یکی ازسالها وقتی به باقی آباد آمده بودند با

من قرار گذاشت تا باهم پیاده روی کنیم البته

پسر عمو ها رانبردیم نمیدانم قهربودم یادر باقی

آباد نبودند.

راه افتادیم و رفتیم و رفتیم و رفتیم. مزرعه احمد

خان . مزرعه مستوفی. آشنایی. ..... رسیدیم

به ده بالا  . باز هم رفتیم آخه ده بالا روستایی

دراز و کشیده به صورت دره بین شیرکوه و

برفخانه است. ظهر شده بود که یک ظرف

ماست خرید و ناهار خوردیم و رفتیم تا انتهای ده

بالا . این مسیر براتی من خیلی زیاد بود ولی از

پا نیفتاده بودم .

رفتیم تا آخر ده بالا یعنی جان برازان و خواستیم

از طرف برفخانه به طزرجان برویم که محلی ها

رای مارازدند و برگشتیم در حالی که همه

منتظر و نگران مابودند بعداز غروب به باقی آباد

رسیدیم.

یک روز به اخوی گفتیم می خواهیم جاهای

ناشناخته راببینیم و ایشان بنده رابا پسر عمو

هابرداشت.مزرعه احمد خان رارد کردیم و به

سمت راست پیچیدیم و رفتیم تا به تنگه ای

رسیدیک که به تنگ لا مشهور بود. شنیده بودیم

که انتهای آن به روستای تجنگ(طزنج) می

رسد. هرچه رفتیم نرسیدیم و بالاخره از شدت

خستگی و ترس ما کوچکترها از مار و کفتارپلنگ

برگشتیم

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٧