زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

فعالیت های عمرانی پدردرباقی آباد

بعداز ساخته شدن مدرسه پدر به فکر تخریب

حمام خزینه ای روستا و تبدیل آن به حمام

دوش افتادند. شهریهااز خدا می خواستند تا

چنین شود ولی روستاییها علاقه چندانی به این

کارنداشتند چون اصولا زمستان را کمتر به حمام

میرفتند و تابستان هم درآب جاری یا حوض خانه

شان زحمت میکشیدند و خودرا می شستند.

حمام مخصوص عروسی بود و ایام ویژه حالابا

این حساب قابل پیش بینی بود که روستایی

جماعت حاضر به کارگری مجانی نباشند.البته

بنای روستا آدمی متدین و علاقمند به همکاری

بود اسمش استادعلی محمد گِل کار بود.

پدر از شهریها پول گرفتند و نفقه نوشتند و

کارشروع شد. حمام باهرزحمتی که بود ساخته

شد ولی پول کم آمد و مجبور به گرفتن  پول

بیشترشدند.

یکی از تجار میخواست از دادن پول  طفره برود و

بهترین کار ایجادشبهه درروش مخارج بود.پدر ریز

مخارج را با کاغذ کپیه(کاربن) در چند نسخه

روی کاغذ های آ-3 نوشتند و به در ودیوارزدند تا

از جوسازی جلوگیری شود.کسی که مشغول

جو سازی بود شدیدا منکوب شد و شروع کرد

به بحث که ما کاملابه مسوولین ساخت حمام

اعتمادداریم ونیازی به اثبات و اعلام هزینه

هانبود.

پشت حمام هم یک دوش اختصاصی ساختند

تااگر زمان زنانه بودن حمام مردی خواست به

حمام برود و یازمان مردانه بودن زنی به حمام

نیاز داشت از آن دوش استفاده کند.قبلا

نوشته ام که حمام قاعدتا صبح تا ظهر مردانه و

عصرهازنانه بود امامعمولا خانمهااگرخلادرحضور

مردهاایجاد میشد حمام راتصرف میکردند و

کسی هم جرات ورود به حمام رانداشت)

صفر نامی به عنوان حمامی انتخاب شد .صفر

اصولا خارکن بود و هیزم تهیه میکرد بنابراین تون

حمام که حالادیگرنفتی شده بود به او سپرده

شدو البته در ایا و.......زندگی در جریان بود

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠