زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

قنات باقی آباد

داستان عجیبی دارد قنات باقی آباد . اگر یک

سال بارندگی زیاد باشد(به اصطلاح ترسال

باشد)سیل و باران داخل قنات شده و کانال و

دیواره را فرو میریزد و لذاباید لایروبی شود.هرگاه

خشکسال باشد خوب آب قنات کم میشود و

باید لایروبی شود و عمق قنات و جویها اصلاح

شود.

روستایی جماعت دراین منطقه زراعت چندانی

ندارند و با اندک محصول و از آن اندک تر دستمزد

خدمت آبیاری به باغهای شهریها امرار معاش

میکنند.

برای لایروبی معمولا مرحوم ابوی پیشقدم

میشدند و هزینه رابر آورد میکردند. شهریها باید

به نسبت مساحت باغ و مقدار آب خود سهمی

از هزینه راپرداخت میکردند (به این رقم نفقه

گفته میشد) و روستاییها هم باید به میزان زمین

و آب خود خدمت کارگری سرقنات را انجام

میدادند.

تقریبا دربهار وضع روستااز نظر خشکسالی و

ترسالی مشخص می شد و پدر به روستا می

رفتند و جلسه و مشورت با اهالی و ریش

سفیدان انجام و سپس تصمیم گیری میشد.

مساله دیگر حریم قنات بود که در پاره ای از

موارد ممکن بود برای رسیدن سفره زیر زمینی

آب به جهتهای جدیدی کانال زده شود و در این

حرکت آب مزرعه احمد خان که در همسایگی

باقی آباد بود و حتی زمینهای جنوبی باقی آباد

را آبیاری میکرد تحت الشعاع قرار دهد.

یک بار بحث حریم موجب شکایت احمدخانی

هادردادگستری و انتخاب کارشناس شد . پدر

تقریبا به حقانیت باقی آبادیها مطمین بودند و

برای ایجاد جنگ روانی از جوانان خواستند

درزمان حضور کارشناسان با هورا کشیدن(شاه

کشیدن) فضای روانی ایجاد نمایند. در این دعوا

باقی آباد برنده شد و شاکی اصلی که خودش

درحریم باقی آبادساکن بود ولی از آب احمدخان

استفاده میکرد تا مدتها خجالت زده و منزوی

شده بود.

و آخرین مطلب این که یک بار با اصرار و گریه

سرقنات پدررا مجاب کردم تا مرابه داخل قنات

بفرستند و محمد اکبر(آبیار منزل خودمان) طناب

رابه کمر من بست و وارد عمق چاه شدم و

بلافاصله برگشتم.

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩