زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

قنات

روستاهای یزد اغلب چشمه خودجوش ندارند

لذاباید آب رااز قعر زمین به سطح زمین می

آوردند واستفاده زراعی یا آشامندگی میکردند.

درآن دوران  درروستاهابرق هم نبود که با پمپ

برقی مشکل راحل کنند  لذا کارشناسان تجربی

مناطق مناسب دارای آب را دامنه کوهها

شناسایی میکردند و چاهی حفر میکردند تا به

سفره زیرزمینی که دارای آب کافی است

برسند سپس مسیر دامنه کوه تاروستارا

مشخص کرده و با فاصله های معین چاه جدیدی

حفر میکردند و بین دوچاه را تونل میزدند به

هرکدام از چاهها میله می گفتند. این

مسیر تاروستاادامه می یافت و هر چه به روستا

نزدیک میشد و از دامنه کوه به سمت دشت

میرسید ارتفاع چاهها کم میشد تاوقتی به

روستا میرسید آب به سطح زمین میرسید و

چشمه نامیده می شدو اگردرخانه ای آب زیر

سطح زمین بود و باید صاحب خانه یکی دوپله را

پایین برود تا به آب برسد به آن پاکنه می گفتند.

آب و قتی به روستا و سطح زمین می

رسیدمسیرروستارابا جویهای معمولی و

غیرسیمانی طی میکرد و به علت نفوذ و نشت

به زمین آب زیادی به هدر میرفت......

کسی که قنات را حفر میکرد مقنی نامیده

میشد وباید تخصص می داشت برسر چاه چرخ

چاهی نصب می شد(چرخ چاه به صورت 2 الوار

ضربدری بود که بیت آن دو با تعدادی چوب

محکم شده بود و حول محوری می چرخید و

طناب روی آن پیچیده میشد و پای یکی از

الوارها طناب کوچکی به صورت حلقوی بسته

میشد تا وقتی کارگر دلو خاک راخالی

میکند طناب به داخل چاه برنگردد) .

 مقنی طناب را به کمرش می بست و با چراغ

روغنی پاهایش را داخل جاپاهایی که قبلا در

دیواره چاه ایجاد کرده بود قرارداده و با قراردادن

دست به دیواره چاه وارد قنات میشد. دلوهای

پلاستیکی که دول نامیده میشد به طناب چرخ

چاه(این طناب سازو نامیده میشد زبر بود و

بسیار کلفت) باقلابی وصل میشدند و مقنی

مسیررا با کلنگهایی بادسته کوتاه می کند وبا

بیلهایی دسته کوتاه وارددلو میکرد و طناب

راحرکت میداد تا کارگربفهمد و دلو رابالا بکشد و

چنین میشد.

 کارگرخاکهاراکه خیس هم بودند دور چاه به

صورت دایره ای باقطر2-3 متر می ریخت تا

پناهی باشد برای ریزش سیل و آب باران به

داخل چاه.......

متاسفانه اکثر مقنی ها مبتلا به روماتیسم و

آرتروز و سایربیماریهای مفصلی میشدند.

این میراث گذشتگان مابود.......

 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۸