زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

نوجوانی در باقی آباد

اولین پدیده بعداز 6 بهمن 42 در باقی آباد پیداشدن سر وکله

سپاه دانش بود. آقای اخباریه که نسبت  دوری هم با

بعضی از خانواده های شهری ساکن باقی آباد  داشت.

قرار شد مدرسه بسازند یکی باید زمین را هدیه میکرد و یکی

هم باید ساخت را متقبل میشد.پدر شهری هارا جمع کردند و

بالاخره قرار شد اززمینی که متعلق به ایشان بود استفاده شود

و البته همان زمان هم یک روستایی ادعای مالکیت کرد اما به

زودی با یکدیگر به تفاهم رسیدند و کلنگ مدرسه به زمین زده

شد تا آقای پاپلی مدرسه ای به اسم خودش بنا کند.

کم کم سپاهی دانش به عنوان عضوی از خانواده روستاییان در

آمد و در جمع شهریها هم در بازی و سرگرمی شریک بودو

روستاییان اوایل با تردید و بعد هابااشتیاق بیشتر بچه هایشان را

به مدرسه فرستادند....

سپاهیان دانش 4 دوره اول افراد فرهیخته ای بودند ولی بعد ها

افراد نامناسبی هم بین آنها پیدا شدند و حتی به دختران

روستایی دست درازی کردند و نیز دختر سپاهی مورد تعرض

یکی از بازرسین فرهنگ قرار گرفت و خودرا به آتش کشید.....

سپاه بهداشت در طزرجان درمانگاه زد البته داروهای ناجیز و

ابتدایی داشت و اولین سپاهی هم دکتر داودی نوه عمه

مادرمان بود که هرگاه باجیپ از باقی آباد عبورمیکرد سلامی و

علیکی و ماهم هراز جندی به خانه اش میرفتیم و بابرادرانش

بازی کردن و شیشه های آب مقطررادر آتش انداختن و از

صدایش شادمان شدن و.......

از محسنات سپاهی این بود که عموحاج میرزاکاطم را که به ذات

الریه مبتلا بودند به نیکی از مرگ نجات دادو ایشان را به خانواده

شان برگرداند.......

سالها گذشت تا سپاهی ترویج و آبادانی به روستا بیاید اما

کاری از پیش نبردو موفق نبود.

از ناموفق ترین ارکان انقلاب شاه در یزدهمان اصلاحات ارضی

بود زیرا اصولا دریزد زمین زراعی بزرگ چندان و جودنداشت که

تقسیم شود. درروستا هم فقط خانه های ییلاقی بود و به ندرت

زمینی چندصد متری زراعی متعلق به شهری گیر می آمد تا

بین زارعین تقسیم شود . از سوی دیگر تدین یزدیها و امتناع از

حرام خواری باعث شده بود که این طرح دراین شهر موفق

نباشد

 

 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٧