زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

تحولات شهردر سالهای بعداز 44

آب آشامیدنی شهر تحولات خاصی داشت.در وهله اول چرخ

چاهها از کار افتادند و چاههای 40 متری متروک شدند.

دریک مرحله آب از طریق جویها به آب انبار خانه ها روانه شد

سر حوض خانه ما تلمبه نصب شد تلمبه ای که بااهرم و

پیستون آب راوارد حوض میکرد وبعدا آقای شریعتمداری تلمبه

به شکل ساعت آوردند و جایگزین تلمبه قبلی شد.

آب هفته ای یا درزمانهای منظمی به محله می آمد وبه آب انبار

که زیر خانه محمد آقا ساخته شده بود وارد می شد و پس از

ته نشین شدن گل و لای ها از آن استفاده میشد.

حوض خانه ارتفاعش کم شد و اطرافش بادیواره موزاییکی زرد

رنگ ساخته شد.واحتمال خفه شدن درحوض کاهش یافت.

و بدین وسیله شغل آبکشی درشهرازبین رفت و احتمالا بر

تعداد فقراافزوده گشت.

باززمانی نگذشته بود که شهررالوله کشی کردند و سرهرکوچه

 و برزن شیر آب فشاری نصب شد و آب آشامیدنی رااز شیر

فشاری به خانه می آوردیم برای استفاده.

وباز درمرحله بعدی لوله کشی منازل آغازشد البته به صورت

محدود ویک شیر سرحوض والسلام تا این که بعدا لوله کشی

مفصل آغازشد.البته هزینه انشعاب به قدری بالا بود که فقرااز آب

لوله کشی صرفنظر کنند

اما تلفن نیز از حالت هندلی به شماره ای تغییر یافت . شماره

تلفنها با 2  و 6آغاز شد آنهم 4 رقمی.شماره مغازه آقا جعفرآقای

عمو 2269 شد خانه ما2270 و محضر آقا هم 2271 خونه

افسرخانم 6481و....جالب این که ساختمان تلفنخانه یزد که به

نزدیک محضر آقا منتقل شده بودرا برعکس ساخته بودند و مدتها

با مشکل مواجه بودند.

یادش به خیر سید علی پیغمبری که از مدرسه که می آمدیم

خانه تازه باتلفن تماس میگرفتیم و حرافی و مادررابه اعتراض

وادار میکردیم.هزینه هرپالس تلفن 2 ریال بود .قیمت 1 عددنان

یزدی(مشابه تافتون)

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۳
تگ ها :