زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

40 روز اول سال تحصیلی و جشنها

هرساله برنامه مدرسه باتاخیر نوشته می شد .هفته اول به خوش وبش و ابهام واین که معلم کدوم درس کیه واز این جور چیزا......معلم هاخودشان را معرفی میکردند و سفارش دفتر و ....میدادند

وقتی میومدیم معلمهارابشناسیم و درس شروع بشه رسما ساعت کار مدرسه کاهش پیدا میکرد. روزی دوسه ساعتی کجدار و مریز کلاس و بقیه ش آماده شدن برای جشنهای چهارم آبان(تولد شاه).....

سیکل اول رابرای نرمش و حرکات نمایشی می بردند تمرین و سیکل دوم برای رژه.البته سیکل اولیهاهم باید برای رژه آماده می شدند.

هرروز طبل بزرگ زیر پای چپ و یک دو سه چهار و.......با آهنگ جومه نارنجی تمرین نرمش و......

مدتی که میگذشت برای هماهنگی باسایر مدارس دررژه باید هرروز به دبیرستان ایرانشهر می رفتیم و آنجا تمرین می کردیم.

تمرین حرکات نمایشی یکی از سالها باچوبهای رنگی بود که بعداز اتمام نرمش و نمایش باید به ترتیب چوبهارادر چهار چوبی قرار می دادیم تا عکس شاه درست شود و حاضرین دست بزنندو هورابکشند......

محل برگزاری مراسم هم کلوپ ورزشی بود که هم اکنون به عنوان ورزشگاه شهید نصیری مشهور  و در انتهای خیابان حنا واقع است.......

بعداز اتمام مراسم بین جمعیت میرفتیم و تماشاگرسخنرانیهای خسته کننده و سایربرنامه هابودیم و .....از فردای آن روز برای مراسم 9 آبان که تولد ولیعهدبود آماده میشدیم تادر مدرسه مراسم ساده ای داشته باشیم......

درسها از 10 آبان شروع می شد و نظام آموزشی آن دوران هم که 3 ثلثه بود و امتحانات ثلث اول در 20 آذر شروع میشد. نمره قبولی در هردرس 7 و معدل قبولی 10 بود و........می گذشت

لازم به ذکر است که در 16 مهر ماه جشن مهرگان و 22 مهر هم جشن تولد فرح برگزار می شد.بعداز آن هم مراسم 21 آذرسالروز نجات آذربایجان برگزار می شد

مراسم 6 بهمن و 13 اسفند (تولدرضاشاه) و16 اسفند جشن درختکاری ونیز16 بهمن و 21 فروردین(رفع خطرازشاه......ترور)از سایر مراسم سالانه مدارس بودند 

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٦
تگ ها :